بحثی راجبه جایگاه مرد و زن از نگاه برتر بودن مرد

سلام
چند نکته و سوال در مورد این مطلب دارم:
1- شما فرمودین طبق نظر مشایخ شیخیه زن یک عقل و دو نفس داره و مرد یک نفس و دو عقل،با توجه به اینکه در پست مربوط به شیخیه نوشتین که شیخیه مبناش احادیث اهل بیت سلام الله علیه،دو نفس داشتن زن و یک نفس داشتن مرد طبق کدوم احادیث استنباط شده؟و منظور از نفس چیه؟آیا منظور اینه که زن تمایل بیشتری به گناه داره؟
2-شما نوشتین زن رتبه و جایگاه پایین تری از مرد داره، بعد در آخر استنباط کردین که هیچ برتری هیچ کدوم نسبت به هم ندارن!!!خب بالاخره برتری وجود داره یا نه؟
3-مثلا بانوانی مثل حضرت زهرا سلام الله علیها جایگاهی دارن که حتی برخی انبیا ندارن و همین طور ایشون مصحفی دارن که ائمه بعدی از اون به عنوان منبع برخی سخنانشون یاد میکردن و همین طور فعل و تقریر حضرت صدیقه بر مومنین چه زن و چه مرد حجت داره،به طور کلی اگر کسی عقلش کمتر از دیگری باشه در هیچ صورتی اون فرد نمیتونه بر کسی که عقل بیشتری داره حرفش حجت باشه،مثلا یه کودک حرفش برای یک فرد بالغ از لحاظ عقلی حجت نداره،پس حجت داشتن ایشون بر بقیه چطور قابل توجیه؟

4-شما حتما داستان پاسخ به سوالات شیعیان توسط حضرت معصومه سلام الله علیها رو در غیاب پدرشون شنیدین و تایید پاسخشون توسط امام موسی کاظم علیه السلام،این موضوع رو چطور توجیه میکنین؟
5-من تفاوت بین زن و مرد رو قبول دارم مثل تفاوت در قوای جسمانی که به طور عام مردان از زنان در این مورد قوی ترند اما آیا هر توانمندی نشانه برتریه؟
6-شما میدونین از شرایط تکلیف عقله،چطور زنان در 9 سالگی و مردان در 15 سالگی به تکلیف میرسن اگر عقل زنان ایرادی داشته باشه پس تکلیف برای زنان نباید در سنی زودتر از مردان به وجود بیاد؟
7-اگر زن از لحاظ عقلی پایین تر باشه و نفسانیت بیشتری داشته باشه پس به طبع در اعمال هم باید آزاد تر باشه و محاسبه اعمال و کردارش نباید مثل مردها باشه اما آیا زن ها در مورد گناه کمتر مجازات میشن؟یا در مورد عمل صالح بیشتر پاداش میگیرن؟
8- تعریف شما از برابری و برتری دقیقا چیه؟

9-تفاوت بین همه وجود داره بین  زن و مرد بین فرهنگ های مختلف اقوام مختلف ملل مختلف اما برتری در اسلام کاملا مشخصه: عند اکرمکم عندالله اتقاکم.





جواب حقیر اما.

سلام علیکم.
یک.
مشایخ ما جمع بین حدیث و آیه می کنند و از درون آیه و حدیث مطالب را بیرون می کشند.
اما کجا گفته شده، زن دو نفس و یک عقل دارد و مرد...
شما می دانید که قرآن گفته ما شما را از یک نفس واحد آفریدیم.
و می دانید که  روایات میگویند، زن از دنده چپ مرد است.
مشایخ ما می گویند، آدم خلق اول است و زن از دنده چپ او خلق نشده، دنده چپ، همان نفس مرد است.
یعنی مرد اساس زن است و زن وجودش از مرد است.البته مرد بخشیش زن است و بدان نیازمند.
اینکه ابتدا حضرت آدم صلوات الله علیه خلق شده و سپس حضرت حوا صلوات الله علیها درش شکی نیست.
پس مرد اینجا اساس است.
این استنباط مشایخ ماست که ادله های زیادی می آورند ولی من کلی گفتم.
و خداوند بر مقام مشایخ ما بیفزاید ان شاء الله.
اما قرآن می گوید، مرد بر زن قوام است
می گوید مرد بر زن برتری دارد درجه ای
می گوید مرد می تواند زن را بزند.
زدن زن اینجا دقیقا مرد را کفیل عقلی و ....می داند.
اما احادیث.
امام علی صلوات الله علیه الی یوم الدین فرمود زنان را نقصان در عقل است.
حدیث دیگر، زنان اگر پادشاه شوند، مملکت خراب می شود.
با زنان مشورت نکنید.
زنان چون دنده کج هستند که باید با آنها مدارا کرد .
خلاصه همین نکته زدن کودک و زن توسط همسر این معنا را می رساند که مرد عقلی بر آنها حق تربیت را داراست و زنان باید تابع مرد باشند.
احادیث بسیار است.
من بخشی از آنها را گفتم.

اما عقلی

شما نگاه به مردان تاثیر گزار و مهم کنید در حوزه عقل نظری، آیا زنان صاحب نامی می توانید پیدا کنید ؟
چند زن وجود دارد که آنهم قابل مقایسه با مردان بزرگ نیستند.
مردان به واقع که خیلی مشخص از نظر عقلی برتر از زنان هستند.
آیا روایت زنان را ده شهوت است و مردان را یک، نشان دهنده برتر بودن نفسانیت زنان نیست؟
حدیث بیشتر هم هست، اما این ها کافی است برای اهلش .
اما نفس چیست؟
نفس همان چیزی است که از آن شهوت، امیال، میل ها و حس های درونی به وجود می آید.

نکته دوم.
اما من فریاد زده ام مرد بر زن برتر عقلی است و مرد اساس زن است.
اما در تقوا صد مرد صد و صد زن وسع پنجاه بودن اوست و یکی است.

نکته سوم.
کسی منکر مقام حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها که پدر و مادرم به فدایش باد نیست.
ایشان کف حضرت علی صلوات الله علیه است
و این مقام را عقل تاب نمی آورد
اما مثال صد و پنجاه را توجه کنید.
قطعا حضرت علی صلوات الله علیه بالاتر از حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها است و این قطعی است .
در کلام مشایخ ما چهارده نور واحد صلوات الله علیهما از نور واحد هستند
اما حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها پایین ترین رتبه را داراست و ادلها آوردند که بروید و بخوانید که حقیر توان تایپ ندارم.


نکته چهارم. کسی منکر مقام زنان برتر از جمله حضرت معصومه صلوات الله علیها که پدر و مادرم به فدایش باد نیست
و نمی دانم چرا می خواهید مرا منکر فضل آنان تلقی کنید.

نکته پنجم.
ادله ها را بالا اندکی از قرآن و حدیث و عقل گفتم، مبنی بر بالا بودن مرد بر زن.رجوع کنید لطفا.

نکته شش. زودتر به سن بلوغ رسیدن زن یعنی عقل بیشتر داشتن؟؟
این ادله سستی است، مگر زن زودتر به پختگی عقلی خود در درجه عقل خود برسد، نشان از عقل بیشتر است؟
تعجب می کنم از شما.


نکته هفت.
هر کس به میزان عقلش محاکمه می شود، فریاد قرآن و.حدیث این است.

نکته هشت.
تعریف من از برابری و.برتری در متن هست، نگاه کنید.

نکته نهم.تفاوت هست و تفاوت هم منکر نیستم اما بر جایگاه مرد و برتر بودنش تاکید دارم.

در آخر باید بگویم که هرکس استنباط دارد، اما یقینا آنکس که خودش را وقف کلام معصوم و قرآن می کند و عمرش را تمام می کند در این راه همانند مشایخ ما که خداوند بیفزاید بر درجاتشان آنان حجت هستند بر هر کسی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۳

منم قرار است ازدواج کنم

بسم الله الرحمن الرحیم.

شاید مهم ترین بخش زندگی ازدواج باشد، در عصر کنونی، ازدواج را دریابید که در آن شفا است.



قرار است ازدواج کنم


دعایم کنید


.

۱۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۳

در فوائد چند همسری

اگر فحشا و زنا زیاد شده، اگر خیانت زیاد شده، اگر طلاق زیاد شده ، اگر تجرد زیاد شده و...

همه اینها یک عامل بسیار مهم دارد و آنهم زنانی هستند که اجازه ازدواج موقت و دائم را به همسرانشان نمی دهند.

نگفتم همه ماجرا این است، گفتم عامل بسیار مهمش این است.

البته می دانم کلا زن اگر بتواند چنین قضیه ای را بپذیرد، گویا جهاد اکبر کرده است و می دانم برای زنان اینکار چه بسیار سخت است، اما اگر زن نیت خود را خدایی کند و از نفسانیت خود دست بکشد، به واقع نتنها زیانی نکرده، بلکه هم منفعت های عظیم اخروی نصیبش شده هم دنیوی.

آری دنیوی، وقتی که زن رفتارش را اهل بیتی کند و مطابق با منش اهل بیت عمل کند، جاذبه های فراوانی را به همراه خود می آورد و حتی با وجود همسر دوم داشتنه شوهرش یا متعه ای داشتنه شوهرش، می تواند جایگاه خود را نزد شوهرش با رفتار اهل بیتی تثبیت کند.

وقتی همسر زن، زن دوم بگیرد یا متعه کند، زن اول از خیلی نظر ها برد کرده است، یک آنکه وقت بیشتری را ، آزادی و آسودگی بیشتری را دارا می شود.

می تواند به خود بیشتر برسد، خیلی از کارها سبک تر می شود، خیلی از بارها تقسیم می شود و خلاصه آنکه زن اول می تواند مانور بیشتری داشته باشد، تمرکز بیشتری داشته باشد و رقابت مفیدی برای جلب توجه همسر و بالاتر از آن جلب توجه خداوند را داشته باشد.

این بدان معنا است که زن می تواند با یک از خودگذشتگی نفسانی، خیلی برکات را نصیب خود کند.

زن اگر راضی نشود و ممانعت کند از این کار، اختلاف، خیانت، طلاق، فحشا و خیلی از ناهمواری های فردی و اجتماعی را به ارمغان می آورد.

این یعنی اینکه موارد بالا ، کاملا بر عدم پذیرش زن نسبت به زن دوم یا متعه دخیل است.یعنی موارد بالا کاملا ارتباط مستقیم با رفتار غیر شرعی زن مبنی بر عدم پذیرش چندهمسری دارد.

جامعه شیعه امروز، فرق ندارد چه مذهبی هایش چه کمتر مذهبی هایش، نسبت به امر چند همسری مخصوصا متعه یک گارد شدید دارد، البته زنان که واقعا فاجعه هستند.

البته من سخنم با بانوان مذهبی است.

من بدان ها قول می دهم که چند همسری و متعه به شرط رفتار اهل بیتی آنان، کاملا به نفع آنان است.

اینکه زن بگوید پس تکلیف عشق چه می شود، تکلیف محبت چه می شود، باید بگویم یک آنکه ما برای محبت به اهل بیت و خدا خلق شده ایم، یعنی باید هرکاری انجام می دهیم آن کار مارا به محبت اهل بیت و خداوند برساند، نه اینکه عشق و محبت به همسر که امری بسیار خوب است تبدیل به هدف شود و غایت.خیر باید وسیله باشد برای هدف اصلی یعنی اهل بیت و خداوند، یعنی اگر ما قرار است همسرمان را دوست داشته باشیم و محبت کنیم بدان سبب باشد که مارا به قرب اهل بیت و خداوند برساند وگرنه که می شود نتیجه اش یک روند کاملا معیوب و اشتباه.

دوم آنکه کلیشه عشق و عاشقی را لطفا حذف کنید، این مفاهیم غربی و رمانتیک گونه را که در کتاب های مبتذل به وفور یافت می شود.

هدف چیزه دیگریست، آن هدف اصلی را دریابیم.

وقتی که همسر اول رفتار اهل بیتی کند ، مطمئنا شوهرش بسیار بدو مشتاق می شود و می تواند از شوهرش که دوستش دارد بسیار بهتر و حرفه ای تر بهرمند شود.

خلاصه حرف بسیار است و می توان ساعتها حرف زد، اما این نکات کلی و اجمالی می شود مقدمه ای برای تفصیل دادنش برای غیر و می شود جرقه ای کوچک برای تخصصی نوشتهای دیگر و مطالبه شدنهای منطقی دیگر.

بازهم می گویم چند همسری در اصل باعث سود و رفاه بیشتر برای همسر اول است، به شرطها و آنهم رفتار اهل بیتی نشان دادن است.

باشد که خداوند متعال زنان مارا به پذیرفتنه این امر مهم و حیاتی استوار قدم کند.


۱۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱

برابری زن و مرد یک دروغ بزرگ

با خودم بارها این مطلب را مرور می کردم که آیا زن و مرد از نظر خلقت و نظام خلقت باهم یکسان هستند؟

آیا عقل زن و مرد یکسان است؟

آیا هر دو به یک اندازه ظرفیت برای درک مراتب هستی و مسائل ریز و درشت دارند؟

و خلاصه پرسش هایی که گاه و بی گاه یا بر من یادآوری می شد یا به دلایلی سرگرم این پرسش ها و پاسخ های آن می شدم.

به نتیجه هایی تقریبا رسیده بودم اما بر روی آن اطمینان کاملی نداشتم.

تا اینکه یک زن شیخی گفت که طبق نظره مشایخ ما زن یک عقل و دونفس دارد و مرد دو عقل و یک نفس.چقدر این کلام زیبا و معقول مرا به وجد آورد، با خود گفتم نیکو سخنی بود که واقعا جا داشت دست صاحب سخن را ببوسم.

آری حق مطلب همین است مردان قدرت عقلی بیشتری را برخوردارند و زنان قدرت نفسی بیشتری و این چه مطلب صحیحی است و آنکس که در دایره انصاف بنشیند و ارزیابی منصفانه کند، متوجه می شود، سخن حق این است و جز این نیست.

دست و پا زدنهایی که عده کثیری می کنند از آن جهت که زن را همتای مرد قرار دهند به واقع بسیار سست و بی اساس است.

آن زن شیخی گفت، من کاملا قبول دارم که ناقص العقل هستم، یعنی به نسبت مرد و این را کاملا بدان معترف هستم.

در گروه ایشان را ریپلای کردم و گفتم جای فخر و مباهات دارد چنین انصافی و حق بین بودنی.

وقتی تاریخ بشر را ورق می زنی و نقش های مردان و زنان را در آن می بینی به دیده انصاف خواهی دانست که آری مرد با زن یکسان نیست و این حقی است آشکار.

این مطلب را گفتم تا اشاره ای کنم بدانها که ، بدان زنان و مردان که به زور تاویل و تفسیر و توجیه می خواهند زن را در یک رتبه با مرد قرار بدهند و سپس نقش دهی به همان الگوی غلطی که ساخته اند بدهند.

هیهات، هیهات که مرد با زن یکی باشد.

باید دانست اساسا اینکه زن خلقتش اینگونه است، دستان پر قدرت و حکمت پروردگار عالم را نشان می دهد و چون خرد را بدان راهی می کنی، متوجه می شوی ، زن اصلا اگر غیر این می بود دیگر دوست نداشتنی می شد.

خلاصه مطلب آنکه به زور نمی توان زن را به رتبه مرد رساند، اصلا انصاف نیست و حق جویان متوجه هستند که این نوعه خلقت، نظام احسن پرودگار را نشان می دهد.

وقتی که زن بداند و به او تفهیم شود که جایگاه پایین تر از مرد را دارا است و مرد قوامیت بر او دارد ولله قسم که چه اختلافات بزرگی که کنار گذاشته می شود و چه همراهی های همدلانه ای که مهیا نمی شود.

اشتباه نکنید و برچسب نزنید که زن را کم نشان دادم، نه هرگز، زن در مقام زنیت خود همانند مرد در مقام مردیت خود دارای ارزش است


و زن هم دارای عقل است، منتهی یک عقل از مرد کمتر دارد و یک نفس بیشتر از مرد دارد.

پس وقتی مرد را صد دیدم زن را پنجاه دیدم، صد مرد کمال اوست و پنجاه زن کمال او.

و مرد در صدش ارزشش صد است و زن در پنجاهش ارزشش صد است و این هم کفو بودن را در خود دارد و اینجا است که مرد را بر زن و زن را بر مرد برتری نیست.


در مسابقه دو صد متر مرد صدش که می شود رکورد المپیک و زن که صدش می شود رکورد المپیک در حوزه خود، دقیقا در اینجا هر دو در مقام خود بالاترین درجه رتبه را دارند و ارزش آنها دقیقا یکی است، منتهی مرد در جایگاه خود که درجه ای برتریت بر زن دارد و زن هم در جایگاه خود.

حال بحثم در این مبحث در خود از سخنی فقهی، فلسفی ، اجتماعی به مذهبی و حکمی تبدیل شد.


خلاصه مطلب آنکه زور بیهوده زدن برای برابری دروغین مرد و زن یک نوع خود فریبی ملموس است.


۳۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

من و شیخیه

بسم الله الرحمن الرحیم.

اولین بار که با شیخیه آشنا شدم، شاید حدود سه سال پیش بود، آنهم اتفاقی و کاملا شانسی.

اتفاقی به این جهت که فرق های شیعه را داشتم مطالعه می کردم که چشمم به مبانی شیخیه افتاد. شیخیه را سرچ کردم و مختصری از آنها مطلب خواندم، اما خیلی سریع گفتم، نه اینها هم مانند صوفیه هستن و بخاری ازشان گرم نمی شود.

گذشت از آن ماجرا تا اینکه حدود یک سال پیش، در تلگرام در یک گروه مذهبی دیدم شخصی دارد گفتگو می کند و مبانی اش بسیار شبیه من که اهل حدیث بودم هست.

رفتم پی وی ایشان و گفتم شما اهل حدیث هستی، گفت نه شیخی هستم.

خلاصه کمی گفتگو کردیم و احساس کردم که نه، بازهم بخاری از آنها گرم نمی شود.

به هر حال من و ایشان در گروه گاهی بحث های اساسی و توحیدی می کردیم و کار بسیار به چالش کشیده می شد.

چند سری ایشان را لعن کردم و حکم به غالی بودن و بدعت گزار بودن ایشان دادم.خلاصه آنکه به شدت بر عقاید ایشان می تاختم.

خدا خیرشان دهد، بسیار کریمانه برخورد می کردند و اخلاق نیکوی ایشان بسیار قابل تحسین بود.

بعد از گذشت مدت ها بحث، احساس کردم در میانه این همه افرادی که با تقکرات، فلسفی ، صدرایی، عرفانی، حلقه ای ، اتئیست، ندانمگرا و.خلاصه با همه آنهایی که بحث کردم، دیدم قدرت بسیار بیشتری در استدلال و منطق را برخوردار است.

یعنی نیک دانستم که این تفکر شیخی حسابی مرا مشغول به خود کرده است، چرا که به وضوح قدرت استدلال را در آن می دیدم.

اما با این حال اشکالات اساسی خودم را هم همواره وارد بر مبانی آن در جا هایی می دیدم.

آن شخص که مشغول بحث با ایشان بودم، خیلی اصرار داشت که کتب ایشان را مطالعه کنم و منم معمولا شانه خالی می کردم، گاه گاه صفحاتی را می فرستادند از کتب و آنها را می خواندم، اما به هر حال می خواندم.

و هرچه که می گذشت، حقیر احساس می کردم که انگار چیزهایی هست که من بد فهمیده ام و صحیح متوجه آن نشده ام.

دیدم که تلگرامی نمی توان گفتگو کرد، پس بحث ها را تلفنی کردیم و من بیشتر درگیر مباحث شدم.

خلاصه آنکه هر چه پیش می رفت، متوجه می شدم باید در خیلی از جاها حق را به ایشان بدهم .

چون خودم ادمین یک گروه ششصد نفره  مذهبی که مخصوص مناظره و بحث و گفتگو بودم و با تمامی اندیشه ها تقریبا بحث و مناظره کرده بودم، در گروه خودمان رسما اعلام کردم، تمام سخنان قبلی خودم را از لعن ها و تکفیر ها پس می گیرم.

الحمدلله رب العالمین که در تلگرام با اکثر عقاید های مختلف از اتئیست، ندانمگرا، مارکسیست تا اهل سنت ، یهودی و مسیحی و زردشتی تا طرفداران فلسفه صدرایی و حکمت متعالیه ای تا طرفداران مکتب تفکیک و خلاصه اینکه با تمام آنها مناظره رسمی داشته ام و هنوز تمام مناظره های حقیر موجود است.

خلاصه اینکه ناآشنا نبودم با نحله های فکری مختلف و تنها شیخیه بود که برایم خیلی گمنام و متروک بود.

بعد از مناظرات بسیار برون دینی و درون دینی، به حق دانستم که شیخیه بسیار استوار و برهانی هستن و حقیر بسیار بدانها دلبستم.


البته بگذریم از اینکه شیخیه هم بسیار انشعاب های زیادی داشته.


اما حقیر مکتب جناب کرمانی را آنچنان قدرت مند یافتم که دیگر فرقه ها را کلا نادیده گرفتم.

البته اضافه باید کرد مکتب جناب کرمانی هم دو دسته باقری و ناطقی شده اند که خوده باقری ها هم تقریبا چند دسته شده اند.

اما گویا آنچه که حقیر تا به حال دانسته ام، باقریها مبنای استوار تری دارند، لاکن مشغول تحقیق هستم..الله اعلم.


آنچه که شیخیه را ممتاز می کند توجه بسیار عالی آنها به روایات اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیه هست و برای هر حرفشان مستندی از حدیث می آورند.

زنان شیخی که بسیار عالی نمونه یک زن ایده آل شیعی هستند و مردانشان هم که همینطور.

جالب اینجاست که عوام شیخی به قدر یک آخوند سطح متوسط سواد دارد بلکم بیشتر.

شیخیه را بسیار جذاب یافتم و در حال تحقیق بیشتر روی آنها هستم.

نقطه ضعف اساسی آنها پاره پاره شدنهای آنها با اختلافات جزیی هست.




پ.ن.هیچ برچسبی به من نزنید

پ.ن.2. تحقیق حق همست

پ.ن.3.آیا تبلیغ هم شد؟ 

موافقین ۱ مخالفین ۱