اینترنت را معجزه‌ای می دانند برای دانستنه هر آنچه را که بشر نمی توانست بیاموزد. بشر در گذشته برای پی بردن به دانش یا حقیقتی گاه لازم بود که سفرهای طولانی و دراز مدتی را انجام دهد با هزینه بسیار و دشواری های فراوان که آن هم معلوم نبود می تواند بدان دست یابد یا نه.

اما امروز اینترنت این معجزه دست بشر، این امکان را فراهم کرده است تنها با یک کلیک هر آنچه را که از دانش و علم نیاز داریم به دست آوریم با کمترین هزینه و کم ترین زمان ممکن.

این متن بسیار مشهور را که در بالا خواندید می توان تقریبا در تمام معرفی نامه های اینترنت مشاهده کرد، اما آیا داستان به همین سادگی هست که در متن بالا آمده، قطعا چنین نیست.

در نگاه اول می توان این ادعا را مطرح کرد که اینترنت سطح دانش بشر را بالا برده است و بشر را از جهل به در آورده است ، دوستداران علم را سیراب و جاهلان را توانمند

ولی می گویم نه چنین نیست و این نگاه،نگاهی بسیار ساده لوحانه و سطحی است.امروز دیگر کسی برای کشف حقیقتی و یا دانستنه نکته ای کار میدانی را انتخاب نمی کند.پشت میزش می نشیند کلیکی می کند و آنچه را که مشاهده می کند را می پذیرد و دیگر خود را وادار به جستجوهای کتاب خانه ای و میدانی نمی کند.

اینترنت انسان را از تحرک وا داشته است ، از دنبال کردن ، از پویش کردن و این یعنی رکود علم و سطحی شدن دانسته ها.

به واقع امروزه کدام محقق و جستجو گری برای جواب سوال هایش خود را به کارهای میدانی، خواندن کتاب های مرجع ، جستجو در سندهای قدیمی ، پرسش از استادان اهل فن وادار می کند.

نه اینترنت او را بسست.گوگل اورا کفایت می کند .

از دانشجویان که سخنی نمی آورم که اوضاع آنقدر وخیم هست که کپی برداری ها سر به فلک کشیده در تمام مقاطع.پایان نامه ها را مقاله های علمی در کتابهایمان ، همه و همه افتضاح تر از هم.

اطلاعات و دادها بسیار ولی سطح آن زیر صفر 

کتاب خانه خالی و سایت ها انبوه از جمعیت، از همه فاجعه تر استادانی که اینترنت را مرجعیت اعلم دانستن می دانند.

اینترنت به ما همه چیز داده است ولی در واقع محتوایی در آن نیست.هرکس که توانسته در اینترنت قلمی زده و محتوای فکری خودش را با هر سطح و محتوایی وارد آن کرده.

تورم این همه سطح از اطلاعات نتنها بر دانش ما نمی افزاید بلکه ما را به مرحله ای می رساند که دیگر توان تمیز صحیح و غلط را نداریم و دچار اطلاعات زدگی می کند .

امروز کسی که بیمار می شود به پزشک مراجعه نمی کند بلکه اینترنت او را کفابت می کند ، همین مثال را بسط بدهید به تمام زمینه ها.

پس اینترنت را مرجعیت اعلم دانستن به حساب نیاورید.

اینترنت را مجالی برای سرگرمی و گاه دانستنه دانستنی هایی که خیلی مهم نیست به حساب آورید.