بسم الله الرحمن الرحیم.

امروز باید برای شخصی ترین امور زندگی خود به دولت حساب پس بدهی.

در تمام شئونات زندگی ما دولت حضور دارد و سرکشی می کند، ما به نوعی مانند یک کودک ناتوان هستیم که دولت وظیفه مراقبت از ما را دارد.بهانه های این همه سر کشی را اقتضای نظم نوین و پیچیده جهان نام می برند.

این همه اعمال قدرت دولت بر انسان اشتباه و زور گویی است، البته نه بر این اعتقادم که دولت را از زندگی باید حذف کرد و نه بر این نظرم که آزادی را تنها می توان در بی دولتی تجربه کرد.

اما چرا دولت به این شکل درامده است و چرا چنین قدرت گرفته است را باید در مدرنیته جستجو کرد، عصر مدرن با خود فرمی را به همراه آورد که ناگزیر محتوا تحت تاثیر این فرم به این شکل درامده که می بینیم.

البته ما خودمان نیز به نوعی این وضع را به خودمان قبولانده ایم و گویا این وضع امری عادی و طبیعی است.

جبرگرایی تکنولوژی اگر اغراق نباشد در سطح کل بدون استثنا همه را تحت سیطره خود دراورده.

این که چه چیزی عادیست و چه چه چیزی غیر عادی، شاید امروز برای خیلی ها مفهوم نباشد ، اما آنچه که برهمگان آشکار است ، تبدیل شدن انسان به ماشینیست که باید مانند سایر ماشین ها از یک قاعده خاص پیروی کند و این چیزی هست که برای من یکی به هیچ عنوان قابل هضم نیست.

مفهوم آزادی از دو بعد فیزیکی و معنوی در عصر امروز به هیچ عنوان قابل بیان نیست.ما وقتی به دنیا می آییم باید حتما جناب دولت را ملاقات کنیم و کسب اجازه از آنها برای به دنیا آمدن کنیم تا برای سر کشیدن ریق رحمت که آنهم باید جناب دولت را ملاقات کنیم.

عصر امروز را باید عصر محدودیت نام گذاشت نه عصر آزادی.ادعا آن است که سرعت تحولات بالا رفته و باید خود را با این شرایط وفق بدهیم.اما سوال من این است که آیا به واقع ما هم توانایی این را داریم که به مانند این عصر شتابان خود را شتابان به این همه شتابزدگی برسانیم.

در عصر امروز تا می خواهی خود را با شرایط وفق دهی ، تعقیرات جدید رخ می دهد و همواره باید دوید تا بتوانی با وضعیتی که به هیچ عنوان مورد قبول شما نیست خود را تطبیق دهی.

بر این اندیشه نیستم که باید به عصر سلف بازگشت ، چرا که این کار عملا غیر ممکن است ،  داعش هم که شعارش را می دهد خودش دچار غربزدگی شده و  بنیان خود جناب داعش با ساختار مدرن تنیده شده و شعار بازگشت آنها به سلف صالح دچار تناقض درونی هست.

به هر حال ماجرا از این قرار است که شاعر می فرماید

زنجیری بر گردنم افکنده مدرنیته ، می کشاند هر طرف را که حتی مخالف اوست.