بسم الله الرحمن الرحیم.

شبکه های تلویزیون جمهوری اسلامی ایران را بالا و پایین می کنم، چند وقتی می شود که حسابی روی محتوای این شبکه ها حساس شدم.

شعار و هدف این شبکه ها ترویج سبک دینی و فرهنگ ناب ایرانی اسلامی هست.

اما به واقع آیا محتوا چنین چیزی را می رساند و آیا واقعا در این شبکه ها ما می توانیم بر تربیت ، آموزش و همچنین ترویج سبک زندگی ایده ال ایرانی اسلامی صحه بگذاریم.

خیر چنین چیزی نیست...

وقتی جنسی ترین فیلم ها را برای پخش می گذاریم وقتی با سانسور های عجیب و غریب و ناقص سعی بر اصلاح این گونه فیلم های به شدت جنسی می کنیم، قطعا کار آنگونه که ما می خواهیم پیش نمی رود.

جالب تر آنکه فیلم های خانوادگی و سریالی که به دست خودمان هم تولید می شود آنقدر مسائل جنسی پنهان دارد که می توان به وضوح آنها را دید.

از مسائل جنسی که رد بشویم ، به فرم و محتوای فیلم ها و برنامه های آموزشی و سرگرمی می رسیم.در این جا آنقدر غیر حرفه ای و اماتور عمل می کنیم که مخاطب را به عنوان کودک قلمداد کرده و سعی بر تربیت این کودک ناتوان می‌کنیم.

اما نه مخاطب ما کودک است و نه مخاطبی نصیحت شنو .بنابراین با منبر ساختن تلویزیون وبا سر دادنه شعار و آرمان ها آنهم به صورت تابلو و مستقیم نخواهیم توانست به رسانه ای تاثیر گذار تبدیل شویم.

جالب آنکه مسوولان با پخش فیلم پایتخت به خود افتخار می کنند که توانسته‌اند فیلمی با محتوای مناسب و خانواده محور را تولید کنند.اما می گویم که خطرناک ترین فیلم همین پایتخت هست ، فیلمی که در آن روابط بین خانواده با غریبه بسیار وحشتناک، شأن بزرگسالان و ریش سفیدان بسیار پایین، شوخی ها به شدت مبتذل وسطحی ، سبک شمردنه نمادهای مذهبی و...

اما همین پایتخت با به تصویر کشیدن چند سکانس از نمادهای خانوادگی، و دینی آنهم به طور ناقص می شود سریال خوش ساخت و با محتوا.اینکه چرا به پایتخت گریزی زدم به این دلیل است که هر دو طرف در ایران این سریال یک سریال تقریبا تراز به حساب می آورند.

برنامه های سرگرم کننده ما که اکثرا به ابتذال کشیده شده است.برای خنداندن بسیار حرمت های اخلاقی را می شکنند.یعنی هرچه پیش می رویم مشاهده می کنیم که باید برای مخاطب داشتن بی پرواتر و گستاختر بود.

از برنامه های وزین و پرطرفدار که در آن مجری آقا که فکر کرده است صدا و سیما خونه خاله جونش هست و با حرکات ها و مکالمه های بسیار زننده با مهمان خودش واقعا آدم را به فکر فرو می برد.

مجری آقا با بی ادبی هرچه تمام تر شوخی‌های مبتذل با بانوان مهمان می کند و خودش هم که عمق فاجعه را فهمیده در هر برنامه با چند خط سخنرانی وزین بیان می دارد که شوخی بود و جدی نگیرید.

اما آنچه که مرا بیشتر وا داشت تا این مطلب را بنویسم شبکه کودکان هست، شبکه ای که به اسم برای کودکان هست اما در عمل برای بزرگسالان تهیه شده.

پدر و مادر ها با خیال راحت نشسته اند و خوشحال از این که کودکشان دارد در فضای کودکی، کودکیش را می کند ، ولی افسوس که کودک دارد محتوایی به خوردش داده می شود که به هیچ عنوان برای او نیست.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نمی دانم کی قرار است یک بازنگری به محتوای برنامه‌هایش داشته باشد.اما این بازنگری مطمئنن دردی را هم دوا نخواهد کرد.

چرا که اکثرا کارکنانی غیر تخصصی هستند و ناتوان از درک کلیت رسانه و مخاطب.