اگر یک آمار دم دستی بگیریم خواهیم دانست که خیلی از دانشجوها سر کار می روند و مشغول کار هستند و صد البته که به این کار نیاز دارند و باید بتوانند منبع درآمدی در این گرانی و هزینه های سرسام آور داشته باشند.

اما متاسفانه در این بین استادانی وجود دارند که دانشجو را تنها به عنوان یک دانشجوی صرف به حساب می آورند و گویا در این وادی اصلا نیستند و یا نمی خواهند باشند.

من کاملا قبول دارم که دانشجو وظیفه اصلیش درس خواندن است، اما اینکه ما فقط دانشجو را دانشجو بدانیم و گمان کنیم دانشجوها افرادی از قشر مرفعین بی درد هستند و هیچ مشکلی ندارند یک تفکر غلط و اشتباه هست.

استادان محترم دانشجویان مقطه کارشناسی را یا خوب نفهمیده اند یا آنها را خیلی بالا می بینند.این حرفم به این دلیل است که بگویم در توان یک دانشجوی کارشناسی نیست که بخواهد مقاله علمی پژوهشی تولید کند و وقتی این را با استادان مطرح می کنیم در جواب ما را افرادی تنبل و بی عرضه معرفی می کنند.

یا اینکه می گویند ما کار خاصی نمی خواهیم یک تحقیق بیاورید که فقط کپی نباشد وگرنه که مقاله علمی پژوهشی از شما نمی خواهم.

اما استاد عزیز همین درخواست شما چیزی جز یک مقاله علمی پژوهشی نیست که آنهم در توان دانشجوی مقطع کارشناسی نیست.

دانشجو در دانشگاه اگر بخواهد اصولی و درست پیش برود ، باید شب تا صبح سرش در درس و مشق باشد چرا که آن چیزی که استادان از او می خواهند این است که برای هر درس خود یک مقاله‌ علمی پژوهشی مهیا کنند با فعالیت های بسیار زیاد.همین فشارهای بیهوده است که دانشجو را به کپی کاری و فرار از درس و مشق وادار می کند. 

دانشجو در شرایط سخت امروز نمی تواند تنها دانشجو باشد.احتیاج به کار برای گذران زندگی امری ضروری و بدیهی است