وحید:

نمی دانم تا چه حد در جریان فضای کنونی دانشگاه هستید، در جریان فضایی که روشنفکرانش را چپی ها و وابسته به آنها یدک می کشند.

گویا این چند صباح را مد بر این شده که برای خاص و مهم بودن خود را یک چپی بنامی و قلمداد کنی

در همین راستا هم هست که استادانی محترم به صورت زیر پوستی گرایش های چپی خود را بروز می دهند و از پی آنان دانشجویان.

باید اشاره کنم که چپ بودن در عصر حاضر خاصیت های زیادی دارد از یک طرف تورا یک روشنفکر معرفی می کند و از طرفی دیگر نوبل برایت به ارمغان می آورد ، آنهم نوبل ادبیات.

در ادامه خواهم گفت که چپی ها چقدر حرفشان حساب است ، اما حالا می خواهم از این موضوع حرف بزنم که برادر و خواهر گرامی که خود را چپ معرفی می کنی لطفا اول خوب از این جریان مطلع شو بعد خودت را به آن بچسبان.

ظاهرا ماجرا بر این قرار است که گرایش های چپی در دانشگاه و دانشجویان روبه افزایش است

گرایشی که شعار برابری و رفاه برای همه را سر می دهد.

خوب نمی توان از این شعارها و اهداف به سادگی گذشت چرا که این شعارها دارای مضامین جذاب و انسانی و عامه پسند است ، از این رو هم هست که چراغ سبز به این جریان زیاد شده است.

اما می رسیم به اهداف و ارزشهای چپ گرایان محترم که مهم ترین آن اشتباه و بی مایه ترین آن است و آنهم برابری.برابری که مد نظر آنها هست علاوه بر اینکه عملا نمی تواند به مرحله عمل در جامعه برسد از نظر محتوا و ساختار درونی دچار تزلزل است.اینکه بیایی و بگویی هر کس به میزان نیازش باید به او سهم دهیم یک تفکر غلط و اشتباه است اولا نیازهای یک انسان را چه کسی می تواند اندازه بگیرد و تشخیص دهد که نیاز او واقعا چیست و چه میزان عقلانی و درست است دوما ارزش انسان در این طرح و هدف نادیده گرفته می شود چرا که انسانی که تلاش بیشتر ، انگیزه بیشتر و پتانسیل بیشتر دارد باید استعدادش را نادیده بگیرد که این جفا در حق اوست سوما باید این نکته را دانست که حق آزادی انسان در این تفکر زیر سوال می رود و نادیده گرفته می شود.البته نقدهای اساسی و مهم دیگری نیز وجود دارد که به همین ها بسنده می کنم.

ارزشها و اهداف جریان چپ به نوعی بسیار عقیم و رویا پردازانه هست و از طرفی دیگر در صورت عملی شدن این اهداف ما شاهد به وجود آمدن یک جامعه بی دروپیکر و جنگلی خواهیم بود.

جریان چپ در نظریه پردازی شاید حرف های قشنگی زده باشد اما در واقعیت و در عمل اساسا این نظریه ها در حد شوخی و لطیفه ای بیش نیست.

حق هر انسان است که تلاشش را برای رفاه و امور زندگی اش انجام دهد و بهره مند گردد و حق آزادی و انتخاب های گوناگون و مختلف داشته باشد.

در آخر اضافه کنم که ایدها و تفکرات جریان چپ در بستر واقعیت امکان تحقق ندارد چرا که بسیار رویاپردازانه و عقیم هست و فاقد درک مناسب از انسان و اجتماع و همچنین از اقتصاد است.

پیشنهاد من به چپی ها این است که تلاش خود را همان برای انتقاد از سرمایه داری صرف کنند و از دادن بدیل و راهکار خوداری کنند