خوب چند وقتی بود از محور بحث اصلی خودم دور شده بودم.محور بحث من چی بود، بله مدرنیته و مدرنیزاسیون.

الان میخام راجبه موضوع خیلی مهمی بحث کنم و برام به شدت اهمیت داره.قبلش چند نکته رو بگم خالی از لطف نیست.

یک ، این نوشته‌های من شاید برچسب کلی بودن 

دو ، بی رفرنس بودن

سه ، یکسویه بودن 

چهار سطحی بودن

و در آخر غیر علمی بودن بهش بخوره.قطعا تمام این برچسب هارو با کمال جسارت می پذیرم.اما باید عرض کنم که من کتاب نویس یا مقاله نویس یا روزنامه نگار نیستم.حالا بعضا چند تا مطلبم تو مجلات دانشگاهی چاپ شده ، اما در کل برا من نوشتن دغدغم بدون توجه به تمام شرایطی که ذکر شد در بالا مهمه ولاغیر.

بعضی ها قبولم می کنند و خیلی ها نه.

برای من دادن یک دید جدید به مباحثی که مطرح می کنم کافیست.

حالا برم سراغ بحث اصلیم ، تبلیغات و تجارت.

رسانه ها و کلا سطح شهر از در و دیوار تا پل و ... شده تبلیغ. تبلیغی که انسان ها رو یک آشغال نشون میده.

چرا کچلی، چرا کوتاهی ، چرا چاقی ، چرا بی ریختی، چرا دندونت زرده و هزاران چرای مختلف.

شما در این تبلیغات یک موجود پست و حقیر هستید که به واسطه استفاده کردن از این وسایل و کالاهای مورد تبلیغ ارزشمند و شخصیت دار می شوید.

ملاحظه می کنید که عصر مدرن چه بلایی بر سر انسان آورده.

در این عصر سرشار تبلیغ و تجارت انسان باید دائما خود را متناسب با گفتمان روز برندها و صاحبان کالا به روز کند.

عصر مدرن امروز انسان را به سمتی برده است که ارزش و وجهه را تنها می توان در لوکس بودن و لاکچری بودن دید.

مدرنیته این هیولای وحشتناک این محیط را به نحوی شکل داده است که فرومایگی در غیر برند بودن است.

تلویزون صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که فاجعه شده است. 

تبلیغی را پخش می کند که ماهواره هم پخش نمی کند.

خلاصه امروز ما شده است تبلیغ و تجارت، تجارتی که در آن به قول برادران فرانکفورتی و پست مدرنی انسان تبدیل به کالا شده است.