مدرنیته رو اگه قرار باشه خوب بررسی کنیم، به این نکته می رسیم که اساسی ترین و مهم ترین خدمتش رو به زنان داشته.

یعنی به نوعی خدمتی که مدرنیته به زنا کرده به هیچ چیز و به هیچ کس دیگه ای نکرده.

در جامعه و عصر قبل از مدرنیته ، «مدرنیته اگه می خوایید بدونید منظورم ازش چیه و اصلا مدرنیته رو چی می دونم باید به نوشته های قبلیم مراجعه کنید»

زنان وضعیت نامناسبی داشتن و ظلم های بیش از اندازه ای در حقشون می شد و نهایت پیشرفته زنا هم در استثنائات بود و آنهم در جایگاهی نچندان بالا.

زنان در عصر ماقبل مدرن تقریبا به عنوان یک کالا دیده می شدند و جایگاه بسیار مادونی داشتند.

در اصل زنان گزینه روی میز بودن برای استفاده مردان.

محدود کشور ها و فرهنگ هایی وجود داشت که زنان بسان مردان ارزشمند و دارای پایگاه اجتماعی مناسب بودن.

اما گویا مدرنیته معجزه رهایی بخش زنان بود.

مدرنیته بستری رو فراهم کرد که زنان وارد عرصه کار و اجتماع بشوند و کم کم نقش‌های پر رنگ تری را کسب کردند.

بعد از نشان دادن استعداد ها و توانایی های زنان ، کم کم این موقعیت فراهم شد که اعتماد به آنها شود و آنها پله های ترقی را هر چه سریعتر طی کنند.

و کم کم زنان انحصار رو از دست مردان خارج کردند و رقیب جدی مردان در تمام عرصه های اجتماعی، سیاسی ، اقتصادی و ... شدند.

خوب تا اینجا نوشته بالا رو خوندید ، به گمونم خیلی از خانما که این نوشته رو خوندن لذت بردن و حسابی کیف کردن ، اما منو که می شناسید اصولا دستاوردهای مدرنیته رو همیشه محکوم می کنم و برام همواره مدرنیته یک موجود مشکوکه.

اما نقد من به متن بالا.

باید عرض کنم در جامعه سنتی قبول دارم ظلم هایی به زنان می شد، زنان بعضا جایگاه پایین تری نسبت به مردان داشتن و مرد سالاری رواج داشت.

من تمام اینا رو قبول می کنم اما خواهم گفت در مطلب بعدم که ماجرا به همین سادگی که گمان می کنید نیست و باید نقدی رو که میرم رو بخونید بعد قضاوت کنید.

که آیا زنان در عصر مدرن و عصر سنتی زندگی و گذران حیاتشان چنان بوده که در متن بالا آمده یا خیر.

پس تا مطلب بعدی صبر کنید تا در فضایی آرام نقد خودم رو تقدیم شما کنم