چنان چه که قول داده بودم، نقدی را بر زن در عصر مدرن خواهم رفت تا قضایایی را مشخص کنم، کسانی که مطلب اول مرا خوانده بودند می دانند که چه می خواهم بگویم.

اما حقیقت آنست که در عصر مدرن ما دچار بحران مردانگی شده ایم و این حرف را خود زنان اندیشمند گفته اند ، رجوع شود به  ﻛﺘﺎﺏ : ﻧﻈﺮﻳﻪﻫﺎﻱ ﺭﺳﺎﻧﻪ ، ﺍﻧﺪﻳﺸﻪﻫﺎﻱ ﺭﺍﻳﺞ ﻭ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩﻫﺎﻱ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﻱ

ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ : ﺁﻗﺎﻱ ﺳﻴﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﻬﺪﻱ ﺯﺍﺩ بخش نظریه های فمنیستی.

بحران مردانگی به این معنا هست که بخش اعظمی از مردان امروز در جایگاهی که باید باشند نیستند و از جایگاهی که هستند پایین کشیده شده اند، یعنی وقتی که مردانه ترین فعالیت ها را که مختص مردان است زنان از آنها گرفته اند و آنها را از چارچوب به بیرون رانده اند قطعا سرخوردگی و شکست مهم ترین ارمغان برای مردان خواهد بود.

مردانی که جایگاه و منزلتی ندارند بسیار سرشکسته و مستأصل خواهند شد و این بحران مردانگی است.

این بعد آسیب ورود بدون چارچوب و بدون حساب و کتاب زنان در جایگاهی است که در اکثر مواقع به آن موقعیت تعلق ندارند و آسیب مهمی را به مردان می زنند.

از نظر خانواده ، فرزند آوری ، تربیت ، و در مجموع محیط خانوادگی که بسیار این عمل و اتفاق، آسیب به خانواده زده است.

اما آسیب به اجتماع چطور، باید گفت که وقتی خانواده آسیب ببیند اجتماع نیز آسیب خواهد دید و این از بدیهیات است.از طرفی خیلی از موقعیت ها مخصوص مردان است و راندمان موفقیت با مردان بالا می رود که با ورود زنان راندمان به شدت پایین می آید، یعنی ورود زنان به بخش هایی که در توان و تخصصش نیست سبب کج کاکردی و بازدهی منفی می شود.و این آسیبی است که اجتماع و جامعه از ورود بی معیار و هنجار زنان می خورد.

اما آسیبی که خوده زنان را نشانه می رود، باید گفت مهمترین آسیب را در حقیقت خود زنان می بینند.

آمار نشان می دهد میزان افسردگی که در زنان شاغل وجود دارد بسیار بالا و زیاد است.

زن در محیط کارهای سخت به سرعت روبه پژمردگی و کسالت می رود و از خاصیت های زنانه خود باز می ماند و یا فراموشش می شود.

زن که به قول امام علی علیه الاسلام پهلوان نیست بلکه چون گلیست ، به شدت آسیب پذیر و حساس است و روند مدرن و تجاری عصر امروز اورا موجودی به شدت سر خورده و ضعیف کرده است.

اساسا زنان در تعریف فمنیست به این نحو آمده است که ؛ زن باید همپای مرد شود و اصلا خوده مرد شود ، رقابت کند و مرد را کنار بزند.

این که زن در عصر سنتی جایگاهش را عده ای می گویند بسیار پایین بوده است ، حرف غلطی است و باید دید آنان چه چیزی را پایین می دانند و چه چیزی را بالا.آیا مادر بودن که اکنون فمنیست ها از آن با خفت یاد می کنند پایین است ، شاید مستقیم این حرف را نزنند ولی غیر مستقیم از این بدتر را می گویند.

فمنیست دایه مهربان تر از مادر گویا قصد آن را دارد که زن را به هر نحوی شده در چارچوب مرد تعریف و معرفی کند و این همان بحران واقعی برای ماست.

در عصر مدرن ظلم هایی که به زنان می شود بسیار بیشتر از عصر سنت است ولی به نحوی بازنمایی رسانه ای شده است که گویا خدمت و امتیاز است.

خانواده مهم ترین رکن جامعه است وقتی زن در آن به عنوان دختر و همسر و از همه مهم تر مادر نقشش بی فروغ و ضعیف باشد جامعه را باید در فساد و تباهی دید.

امیدوارم بانوان خواننده مخالف یا اقایون مخالف این پست نظرشون  رو بگن و ما رو بی نصیب نزارن.

تا بیشتر یاد بگیرم و بیشتر در نقدم دقت کنم.