محور بحث اسلام و عصر مدرن و مقتضیات آن همواره مورد دعوا بوده و خواهد بود، اما اعتقاد دارم مدرنیته سعی کرده بر شانه های سنت سوار شده و سنت را نادیده بگیرد.

دعوت می کنم مناظره منو بخونید.

بحث و جدل من با استاد کلیات حقوق ، سرکار خانم .«دلایل امنیتی اسم معذورم»دانشجوی دکترای دانشگاه تهران.

راجبه اسلام و نیاز زمانه به خصوص مادر و کودک و حق سرپرستی.

بنده باید ابتدا عرض کنم که ایشان به واقع استادی بسیار با اخلاق و خوش برخوردی بودند که برایشان آرزوی سلامتی روز افزون را دارم .

بعد از یک سری بحث متفرقه ، بحث به اینجا رسید که دین اسلام  و مذهب تشیع یک رویکرد عقلانی بسیار خوب دارد و واقعا کامل است ولی شما  اسلام را بدون اشتباه و مطلق می دانید که گمان نمی کنم این امر درست باشد

ایشان گفت شما امامانتان را مقدس فرض کرده اید و فکر می کنید که هرچه بگویند درست و صحیح می باشد درصورتی که دارای ضعف و اشتباهاتی هستند و یا حداقل برای زمان کنونی مطالبشان در مواردی بی اعتبار و منسوخ است

به ایشان گفتتم بیاییم یک موضوع را که در آن به طور کامل اطمینان دارید که اسلام درست نگفته است را بازگو و راجبه آن بحث کنیم  ، و با استدلال های خود حرفمان را به کرسی بنشانیم

ایشان گفتند به عنوان مثال چرا باید فرزند را به پدر بدهند و بعد هفت سالگی از مادر جدایش کنند.

گفتم چه سوال عجیبی بود و واقعا از شما انتظار چنین سوالی را نداشتم .

بحث مفصلی در گرفت که استدلال های ایشان را در این نوشته نمی آورم و تنها استدلال های خود را عنوان می کنم..

بنده گفتم ابتدا باید عنوان کرد که پدر دارای قدرت و اقتدار و شخصیت تاثیر گذار تری نسبت به مادر را دارا  است ، به این شرح که مادر بیشتر سعی می کند که کودک را آزاد و با گذشت و مهربانی بیش از اندازه ای که به دلیل وجود عواطف و احساسات قویی که در وجودش می باشد تربیت کند ، که این امر کودک را می تواند بسیار بدون ضوابط و چارچوب بار بیاورد.

دیگر آن که شرایط اقتصادی پدر برای تامین نیاز ها و خواسته های فرزند به دلیل قدرت بیشتر اقتصادی یکی دیگر از عوامل است .

قدرت حمایتی و به قول معروف پشتیبانی پدر برای فرزند نسبت به مادر از لحاظ مادی و اقتصادی تا جنبه های معنوی از مادر بیشتر است.

فرزند بعد از حدود هفت سالگی باید مسئولیت پذیر شود و به عنوان یک فردی که قرار است به عضو یک  جامعه  در بیاید دیگر وجود پدر به عنوان یک شخص قاطع و تربیت کننده فرزند با روحیه بالا و محکم  ضروریست.

در بسیاری از موارد مادر توان و قدرت این را ندارد که پسرش را آن طور که می خواهد هدایت کند چرا که اقتدار لازم را ندارد و اقتدار یک امر بسیار حیاتی برای به بیراه نرفتن فرزند به خصوص پسر می باشد .

یکی از مهم ترین دلایل دیگر را باید این موضوع بیان کرد که فرزند الگو پذیرییش از پدر بیشتر از مادر است یا به بیان دیگر فرزند به خصوص پسر می خواهد راه پدر را بپیماید نه مادر را چرا که پدر را در دید و نگاه کلی الگویی مناسب تر از مادر می بیند از حتی نگاه  دختر این گونه است..

همچنین این نکته را عنوان می کنم که زمانی که فرزند یا فرزندان به مادر سپرده می شوند ، شانس ازدواجش بسیار پایین می آید دلیل آن هم کاملا واضح است .

دیگر آن که استقلال روحی و روانی فرزند مخصوصا پسر با پدر شکل می گیرد و می تواند بارور شود

و نکته دیگری گه بنده به ذهنم می رسد این است که پدر سایشش بر تربیت فرزند نسبت به مادر بیشتر است .

البته دلایل دیگری را می توان گفت که من از آن ها اطلاع ندارم و سعی داشتم نظرات خودم را بیان کنم 

ایشان به بنده فرمودند به هر حال بعضی مواقع است که مادر بر این کار لایق تراست و بعضی موارد ...

به ایشان گفتم اسلام نمی آید بعضی  مواد را ببیند و به کل ماجرا نگاه می کند، و با شما موافق هستم که بعضی مادر ها بر این کار لایق ترند ولی در مجموع باید به این اذعان داشت که مادر نباید جسم و روح خود را صرف فرزند خود کند و خود را با آنها از خود محروم کند و باید به عنوان یک شخص ابتدا به خود اهمیت دهد و بعد به دیگران.

البته منظور من این نیست که زن فرزندان را ببوسد و بگوید خداحافظ و برای همیشه با هم قطع رابطه کنند ،چنین چیزی به حیوانات هم صادق نیست ،بلکه منظور من این است که زن شرایط روحی و جسمی لطیف و حساسی را داراست که اگر بخواهد فرزندانش را به او بدهند و اگر شرایط اقتصادی خوبی نداشته باشد ، باید شبانه روز کار کند و بچه هایش را تامین کند که در ادامه چنین روندی فرسایش اورا باید مشاهده کنیم.

سوال مطرح می شود اگر مادر شرایط اقتصادی خوب داشته باشد و قصد ازدواج نداشته باشد و بخواهد با فرزندانش باشد چه، در اینجا بنده می گویم در بهترین حالت نیز مادر به دلیل نداشتن اقتدار و سلطه لازم و همچنین به دلیل داشتن عاطفه ای قوی فرزند را نمی تواند کنترل بکند و اگر به خانوادهایی که زنان سرپرستند نگاه کنیم به وضوح می بینیم فرزندان کجروی ها و انحرافاتشان چه دختر و چه پسر بالاتر از خانوادهایی است که پدر عهده دار و سرپرست خانوار است.

کلام آخر بنده این است که در حضور پدر چنان چه اسلام می گوید ، مادر محوریت اصلی خانواده و تربیت است و حدیث معروف بهشت زیر پای مادران است بیان کننده این موضوع مهم است، این را هم اعتراف می کنم فضای  خانه بدون مادر بسیار وحشتناک تر از  خانه بدون پدر است ، ولی وقتی پدر را از تربیت حذف کنیم ، نقش تربیتی مادر بدون اثر و فایده است

بنابراین به قول گوته پدر مغز و مادر قلب خانه است و مغز اولی بر قلب است ،البته دربحث تربیت فرزند

بعد از بحثی نیم ساعته به گمانم ایشان نرم تر شده بود.

اسلام برای عصر مدرن همان کاربردی را داراست که در عصر سنت دارا بود.

قوانین اسلام همیشگی و تعقیر ناپذیر است.

من اعتقاد دارم که باید نگاه خود را به این موضوع دقیق تر کنیم.

ولی این را هم بگویم مدرنیته به عنوان پروژه تمام شده باید خودش را با معیارهای دینی به خصوص اسلامی همسان کند وگرنه ، .......