یکی از مهم ترین محصولات مدرنیته رو باید عشق نام برد.

بله عشق ، عشق قلیان احساسات سطحی و چه بسا هورمونی که بسیار تقدیس میشه.

عشقی که محصول تمدنه اومانیستی غرب هست.

ساخته و پرداخته کردنه یک مفهوم بسیار خطرناک در بسته بندی خیلی شیک و قشنگ.

هنوز که هنوزمه اصلا متوجه نشدم چه چیزی از این مفهوم به شدت سطحی و هورمونی جای تقدیس داره، جای ستایش داره.

چیزی به نام عشق برای من اصلا قابله درک نیست.چرا نیست به این دلیل که وقتی دو تا عاشق کشته مرده رو که بهم رسیدن رو می بینم ، متوجه میشم عشق همچینم مقدس و خانه آباد کن نیست.

تمایلات و کششهای ناگهانی که بین دو نفر پدید می آید به دلیل وجود احساسات و احساس نیازهای اغلب جنسی که متاسفانه دیده نمی شود و تا حدی پنهان هست رو عشق می نامند.

دوست داشتن و حب برای من مطرح است ، حبی که با عقل ناشی می شود و هرچه عقل در آن پیش می رود ریشه علاقه بیشتر می شود ، بر عکس عشق که از احساسات هورمونی ناشی می شود و هرچه قدر فاصله کمتر می شود علاقه هم کمتر می شود.

متاسفانه در سریال های مبتذل ، مبتذل ، مبتذل ایرانی به اسم عشق مقدس به خورد ما محتوای چرت و پرت تحویل می دهند.

نمونه وحشتناکش یوسف پیامبر« پارگراف آخر برگرفته از مهدی نصیری هست»

در اندیشه های اسلامی تاکید می کنم اسلامی مفهوم عشق هیچ جایگاهی ندارد.و نخواهد داشت.

علاقه بر محور عقلانیت حاصل میشود که آنهم تدریجی هست نه یک دفعه ای.

این حافظ شیرازی دلی پرخون ازش دارم.

در دوست داشتن مقدس بر اساس ویژگی‌های اخلاقی و حالا ظاهری تمایل به وجود می آید.

فاز عشق با یک نگاه از کجا اومده رو نفهمیدم.

عشق محصول مدرنیته منزجر کننده هست.

نه که در سنت نبوده، چرا بوده ، اما به این شکل نبوده.

دوست داشتنه مقدس اوج است ، لذت است ، صفا است و گرما است، 

اما عشق درد ، ذلت ، داغی و سوزش است.

خب اینم مطلبی برای شروع مجدد ما.

اقا ، خانم حق الناسه که مطلب و بخونی بعد نظرتو نمیگی.

به زحمت ما یه نگاهی هم کن.

ما به فوشم راضیم.

البته شوخی بودا...درج مطلب و نظر کاملا اختیاری هست.

راستی عشق برتر است یا دوست داشتن «حب»