بسم الله الرحمن الرحیم.

من خودم اصلی ترین مظاهر مدرنیته رو «برق» می دونم .یعنی اعتقاد دارم برق دست راست مدرنیتست، سخنگوی مدرنیتست و خلاصه اینکه علت رشد مدرنیتست.

می خام تو این پست برق رو ارزیابی کنم و بگم که آیا برق واقعا نعمت هست یا نه بلا.

تذکر اول: کلیشه هایی رو که عمریی برای خودتون اصل قرار دادید ، باید به چالش بکشید.

نکته دوم: قبل از هر گونه قضاوت خوب مطلب رو بخونید.

نکته آخر: آمارها رو خوب بررسی کنید.

خوب برم سراغ اصل مطلب.

با این سوال شروع می کنم که آیا قبل از برق آیا زندگی سخت ، جهنمی و کسالت آور بوده و بعد از برق ورق برگشته?.

زندگی در دوران ماقبل برق ، یک رونده تدریجی و آرام و آهسته ای را سپری می کرد ، یعنی زمان و مکان قدرت تاثیر گذاری زیادی بر روی انسان نداشت ، انسان محور بود و تاثیر گذار . این حرفم به این معناست که مکان در زمان تنیده نشده بود.رجوع کنید به نطریه درهم تنیدگی زمان و مکان.

اما در دوران بعد برق ، زندگی سریع شد ، حرکت شتاب گرفت، آرامش و ثبات جای خود را به درگیری و تصادم داد.یعنی زمان و مکان اهمیتش از انسان بیشتر شد. انسان مجبور شد که حصارهایی را برای خود بپذیرد، انسان مجبور شد که بیش از انکه برای خود اهمیت قائل باشد برای زمان اهمیت قائل شود.مکان اهمیتش از انسان بیشتر شد و برای انسان در الویت قرار گرفت.

در عصر برق ، دویدن ها شروع شد ، تحولات رو به گستردگی رفت و زندگی فانتزی جایگزین زندگی منطقی شد.

شاید راحتی در نگاه اول در عصر برق بیشتر شده باشد ، رفاه و ...

اما با نگاهی دقیق متوجه میشیم که رفاه و راحتی را انحصاری کرد و محدود به طیف حداقلی که می توانستند با استفاده از قدرت ، جایگاه خود را تثبیت و گسترده تر و طیف حداکثری در تنگنای بیشتر.

برق ، خود تبدیل به مادر خیلی از کالاهایی شد که بدون برق توان ظهور را نداشتن.

کالاهایی که از برق یا به پشتوانه برق تولید می شدن بسیار زیاد بودن.

کالاهایی که در یک برآورد منطقی و بی طرفانه متوجه خواهیم شد که سودشان اندک برای قشری اندک و زیانشان بسیار برای طیفی بسیار.

ماشین اصلی ترین عامل مرگ و میر ، دود آنها اصلی ترین عامل سکته های قلبی و بیماری های تنفسی ، روند تخریب محیط زیست که در عصر برق چند هزار برابر شد و هزاران هزار مثال دیگر.

نکات مثبت برق چیست واقعا..روشن کردنه بیشتر خانه ها، خوب تا قبل از آنهم نور بود ، نور وسایل نفتی.

سرگرمی ، مثل تلویزیون ، اینترنت و موبایل ، خوب سوال من این هست که سرگرمی به چه قیمت ، گرچه ادعا دارم ، میزان رضایت از زندگی و میزان سرگرمی و شادی در عصر ماقبل برق بسیار بیشتر و آسان تر و در دسترس تر بود.

پیشرفت های پزشکی ، خوب اگه مطلب طب سنتی و طب مدرن منو بخونید متوجه میشید که طب مدرن که بیشترش با استفاده از برق هست چه میزان ناکارآمد و سست هست.

برای حمل و نقل ، سوال برای حمل و نقل سریعتر و راحت تر ، چه مقدار باید کشته و زخمی بدیم ، چه میزان باید هزینه پرداخت کنیم. تو وقتی سوار ماشین می شوی خطر مرگ برای تو به شدت بالا می رود.

در کدام زمینه هست که برق نکات مثبتش بیشتر از نکات منفیش باشد ، در تمام زمینه ها کج کارکردی برق بیشتر از نکات مثبتش هست.

در دوران برق ، تجمل گرایی و سرمایه داری بسیار رونق گرفت ، اخلاق اجتماعی به شدت زیر سوال رفت ، انسان ها تلاشهای خود را معطوف به این کردند که چگونه بیشتر سرگرم شوند و لذت ببرند.اساسا عصر برق انسان را به سمت و سوی بی اخلاقی سوق داد.

عصر برق ، عصری هست که ملاک های ارزش و الگوهای هنجاری به شدت سطحی و مبتذل شد.

انسان ها در عصر برق سمت و سوی سوادی کشیده می شدند که آن سواد در اصل به صورت یک مانع برای تفکر آزاد آنها تلقی می شد ، کالاهای برقی که اصلی ترین آن رسانه‌های ارتباط جمعی بود بستری را فراهم کرد تا اینکه صاحبان قدرت بتوانند راحت تر و آسان تر اهداف خود را پیش ببرند.

تمدن نوین که بر پایه برق شکل گرفته شده است، هر روز فرامین اخلاقی و ارزشیش تعقیر می کند، امروز همجنسبازی خوب و فردا بد ، امروز جمع گرایی خوب و فردا بد.

یعنی با یک حساب سر انگشتی می توان حساب کرد که عصر برق عصر زوال اخلاق هست.

در چارچوب عصر برق ، ما باید یا بی اخلاق باشیم تا پیشرفت کنیم یا اخلاق مدار باشیم و در محدودیت قرار بگیریم.

برق یک محتواست ، یک چارچوب هست ، یک ایدئولوژی هست که در ذات خود پیام و محتوا دارد.

برق بی طرف و خنثی نیست ، در ذات برق سرعت و شتاب وجود دارد ، شتابی که شتاب زدگی را به ارمغان دارد.، نوری که تجمل و زینت را نوید می دهد، قدرتی که بمب را به همراه می آورد.

برق خشن و غیر قابل کنترل و پیش بینی هست ، و این موجود هرگز نمی تواند در زمین باشد و فساد به بار نیاورد.

برق انرژی بسیار طلب می کند برای بودن پس انرژی خار هست.

برق آهن می خواهد برای بودن ، پس ضد خاک و زمین هست.

برق...

بمب های اتم و سلاح های کشتار جمعی را چگونه می توان توجیح کرد.

محیط زیست را چه طور ، یعنی واقعا برق همه جوره متهم هست.

کالاهای برقی ، شاید جذاب و سرگرم کننده باشد ، اما به شدت خطرناک، فانتزی و مولد اصلی جنگ های قدرت و لمپنیسم هست.

لمپنیسم ، دنیا گرایی، سطحی گرایی، رفاه طلبی و... از هدیه های برق هستن.

اساس برق محصول تفکری هست که  بر پایه رفاه طلبی و بی توجه به پیامدها و اقتضاعات آن هست.

برق در هیچ کدام از زمینه ها حرفی برای گفتن ندارد.

اصلی ترین سرمایه انسان که حیات او هست همواره در معرض خطر برق و کالاهی برقی هست.وچه عجیب آنکه خطرناکترین محصول انسان یعنی برق ، این چنین تقدیس می شود.

سلامت انسان امروز با برق و کالا های برقی به شدت در خطر هست.

نکته آخر، اگه این مطلب رو زود قضاوت کردی و حکم صادر کردی ، معلوم میشه که شما بویی از تفکر نبردی.

نقدی داری بیان کن .

ممنون