سلام.این گفتگوی من با یکی از بچه‌های واقعا قوی دانشکدمونه ، کسی که اطلاعات بسیار بالایی داره و تو دانشکده کسی نیست که نشناسش ، شاگرد اول ورودی خودمونم هست.

البته رفاقت من با ایشون که زبانزده ، یعنی مثل داداشیم با هم.

البته این گفتگو رو کمی ویرایش کردم ، که البته به هیچ عنوان به حرف و محتوای ایشان آسیب نزدم.فقط کمی چارچوب دارترش کردم.

قسمتی از این مناظره هم رو با کسی دیگه انجام دادم که بخش کوچیکی از متن رو تشکیل داده.

پس بخونیدش که به نظرم خیلی گفتگوی حرفه ای هستش.

گفتم مدرنیته در کلیت خودش  بسیار بد عمل کرده و عملکردش قابل دفاع نیست، یعنی خیلی عقیم و سست هستش.

گفت بر چه اساس این حرف و می زنی، تو حق نداری بر اساس یک سری حرفای کلی و نخ نما اینجوری با یک بحث علمی برخورد کنی.من با همین نگاه غیر علمیت و عوامانت مشکل دارم.

گفتم مگه قرار بر این نیست وقتی انسان سراغ کار یا هدفی که میره اون کار براش سود داشته باشه و فضیلت براش به همراه بیاره.

گفت قطعا همینطوره، انسان باید عملی که انجام میده ، اون عمل همجوره ارتقاش بده ، براش منفعت داشته باشه و باعث رشدش بشه.

گفتم  پروژه مدرنیته بهم بگو بر چه اساس شروع شد و آیا رشد برا انسان به همراه داشت.

گفت مدرنیته، بر اساس یک روند یهویی به وجود نیومد و سیر تدریجی داشته و اساس به وجود اومدنش هم نیاز انسان بوده، خواسته انسان و توقع انسان جدید بوده. تلاش انسانی که می خاد سطح زندگی خودشو بالا ببره ، قصد اینو داره که توانایی های بلقوه خودشو که بنا به دلایلی بلفعل نشده بود را بلفعل کند. در عصر سنت آزادی انسان محدود بود و انسان مجبور بود تابع قدرت های مستبد قید خیلی از توانایی هاشو بزنه.بنابراین عصر مدرن انسان تلاشش بر این هست که مشقت و سختی های زندگیشو کم کنه و دنیایی بهتر رو برا خودش رقم بزنه ، اما سوالت راجبه رشد ، رشد رو باید دید تعریف تو ازش چیه ، اما در تعریف و مفهومی که من از رشد دارم ، رشد رو اگاهی بیشتر انسان از توانایهاش و جامعه عمل پوشوندن به این توانایی ها در راستای توسعه فردی و اجتماعیش می دونم.می تونم این ادعا رو داشته باشم که آره مدرنیته اومد و به انسان بیشتر بها داد ، توانایی های انسان رو باور کرد و به خواسته و نیاز انسان احترام بیشتری نسبت به عصر سنت گذاشت.آمارها رو باید نگاه کنیم نسبت به وضع زندگی انسان ها در عصر سنت و عصر مدرن از تمام ابعاد ، بهداشت ، امید به زندگی ، بیماری ها ، رفاه ، خدمات و...

گفتم موافقم مدرنیته شاید اتفاقی ناگهانی نبود ، اما خیلی هم تدریجی و هماهنگ با نیاز های روزم نبود.مدرنیته به نظرم یک اتفاق شتابزده و بسیار بی برنامه بود که برای توسعه خودش از بسیاری از خطوط قرمز رد شد ، یعنی مدرنیته بی توجه به بافت سنت اومد و قلدرانه عمل کرد و رقیب خود که سنت بود را یک اتفاق بد و غیر عقلانی معرفی کرد که باید بساطش جمع شود.من با این حرف که انسان باید تلاش کنه برای اینکه ، سطح رفاه و کیفیت زندگیشو بالا ببره ، هیچ مشکلی ندارم ، اما حرف من اینه که آیا این تلاش من برای رفاه بیشتر ، توش توجه همجانبه به اخلاق ، دیگر انسان ها ، محیط زیست و چیزی غیر از خودم هست. اصلا توجهی به آینده این تلاش و کوشش دارم که ببینم این تلاش برای رفاه و راحتی من در ادامه چه طبعاتی به همراه خواهد داشت.اما این نکته که ببینیم آمارها در مورد مواردی که گفتی در عصر سنت و عصر مدرن چی میگه به نظرم خیلی حرف درستیه. اما اینم که گفتی مدرنیته اومد و به انسان و خلاقیت انسان بیشتر توجه کردو من با این حرفت کمی مسئله دارم. اینکه انسان بخاد از خلاقیت و تواناییهای خودش استفاده کنه یک حرف زیبا ولی خیلی خطرناک هست ، خلاقیت و نو آوری باید پشتش یک منطق قوی باشه ، باید بتونه از خودش و دستاوردش دفاع کنه یعنی باید توضیح جامع و کاملی داشته باشه که این نوآوری من در جهت خدمت به انسان ، تعالی زندگی انسان ، کمک رسانی به انسان و محاسبه کردنه نکات مثبت و منفی که می تواند در حال و آینده به وجود بیاورد توضیح قانع کننده ای داشته باشه.

راجبه تعریفت از رشد هم من ، در آین تعریف ایراد نظری ندارم، باید دید ماحصل این نظر در عمل قراره چطور بروز پیدا کنه.

گفت با حرفات موافقم ، اما اگه بخوایم ما برای خلاقیت انسان و نوآوریهاش هی چارچوب و قانون وضع کنیم ، اساسا جلوی خیلی از خلاقیت ها گرفته میشه.

توجه به تبعات یک پدیده نو مهم هست ، اما نباید اونقد سختگیرانه و تنگ نظرانه باشه.به هر حال باید سهل گیری داشته باشیم برای شکوفایی خلاقیت و به نظر من انسان ها قطعا اونقد عاقل هستن که بعد از کمی آزمون و خطا به یک نتیجه تقریبا ایده آل برسن.

گفتم مگه خلاقیت به ذات مثبت و خوب هست که میگی نباید جلوی خلاقیت ها رو گرفت.اصلا خطر بزرگ همینه که تو میگی نباید نگاه خیلی دقیق و حساب شده ای به یک پدیده نو داشته باشیم .این نگاه سهل گیرانه در واقع نگاهی بسیار خطرناک و کشنده هست.اما این حرفت که گفتی انسان ها اونقد عاقل و هوشمند هستن که بعد از کمی آزمون و خطا به یک نتیجه خوب برسن، بهت میگم اتفاقا حرف اصلی من اینه که همین نگاه خوش بینانه و ساده انگارانه هست که ما الان با کلی بحران روبرو هستیم.به عنوان مثال راجبه محیط زیست ، به من بگو اوضاع داره چطور پیش می ره و به نظرت وقتش نرسیده که این انسان هوشمند فکری اساسی به حال محیط زیست داشته باشه ، محیط زیست داره نابود میشه پس کجاس دقیقا این انسان عاقل.

گفت من یقین دارم انسانی که اتم رو می شکافه اونقدی توانایی و استعداد داره که بتونه که جامعه ای مدنی و دنیایی بهتر رو رقم بزنه.در مورد محیط زیستم ، کارهای مهمی انجام شده و قطعا در آینده انسان راهکارهای اساسی برای محیط زیست چاره می کنه، بعد هم اوضاع محیط زیست اونقد که تو میگی وخیم نیست، اصلا می خام بگم تو خیلی بدبینی و نگات خیلی سختگیرانست.

گفتم یعنی محیط زیست اوضاش وخیم نیست...یعنی حتما باید منقرض شیم که این انسان باور کنه اوضاع خرابه.

گفت باید توانایی انسان رو باور کرد و به نظر من که انسان داره مسیره درستی رو طی می کنه. خرد جمعی رو باید بهش احترام گذاشت ، وقتی مردم یک چیزی را می خواهند حتما برایش دلیل دارند .مردم مدرنیته رو به سنت ترجیح دادن و از مدرنیته استقبال کردن.

اگر غیر از این بود مدرنیته رو پس می زدن.

مدرنیته اونقدر درش عقلانیت بود که خیلی زود جایگزین سنت بشه.

گفتم درگیری و رقابت سنت و مدرنیته به نظرم ، یک درگیری و رقابت ناعادلانه بود ، چرا که مدرنیته با استفاده از لمپنیسم و تزئین و حقه خیلی از اهداف نادرست خودش رو پیش برد و اومد با استفاده از ابزار رسانه سنت را تماما عقبگرد ، تحجر و فلاکت معرفی کرد.

از طرف دیگه مردم به تبعیت قدرت های بزرگ مجبور به پذیرش مدرنیته شدن.مردم نه به انتخاب خودشون مدرنیته رو ، بلکه به اونا مدرنیته تحمیل شد.

یعنی مدرنیته نه بر اساس شایستگی بلکه بر اساس حقه و تزویر پیش رفت.گرچه امروز دستش داره رو میشه و این کاملا واضح هست

گفت این حرف تو برام ملموس نیست ، یعنی چی منظورت.

گفتم می خای راجبه یه موضوع بحث کنیم که حرفمون کمی عینی تر بشه ، مثلا بهداشت.بهداشت و سلامت رو تو عصر مدرن و عصر سنتی مقایسه کنیم.

گفت کاملا موافقم، اتفاقا درست روی نقطه ای دست گذاشتی که سنت هیچ حرفی برا گفتن نداره و عصر مدرن یقینا حرفای زیادی برا گفتن داره.

ادامه این مناظره رو انشاءالله در پست بعدی خواهم گذاشت.