در حال حاضر ما می دانیم که نگاه نخبگان مسلمان و اندیشمندان مسلمان به مدرنیته یک نگاه خنثی هست.

یعنی اعتقاد دارند که مدرنیته در ذات خود هیچ گونه سمت و سویی ندارد و این انسان هست که به مدرنیته سمت و سو می دهد.

مدرنیته در تعریفه کلی و عمومی اش چنان چه که از اسمش بر می آید به معنای جدید و نو شدن هست.

اما یک نکته بسیار بسیار مهم آنکه اندیشمندان این نو شدن را مساوی با پیشرفت و توسعه می دانند و این برداشت غلط بین آنان رواج دارد.

آیا واقعا هر نو شدنی مساوی با پیشرفت و توسعه است، قطعا نه.

پس مدرنیته و نو شدن را با پیشرفت و توسعه یکی دانستن از اساس اشتباه و غلط هست.

اما چنانچه که می گفتم نگاه غالب اندیشمندان در سطح جهان به مدرنیته بر اساس بی طرفی مدرنیته هست و اعتقاد بر این است که این انسان است که به مدرنیته هدف و سمت و سو می دهد.

اما من با مخالفت شدید نسبت به این موضوع اعلام می کنم مدرنیته در ذات خودش سوگیری دارد و این را با قدرت می گویم.

مثال برق، برق شاید بگویند چه سمت و سویی در ذات خود دارد، که من می گویم در ذات برق شتاب و سرعت نهفته شده است.

این شتاب و سرعت که به همراه برق می آید می تواند منجربه یک سبک زندگی جدید شود.و شده است.

اندیشمندان مسلمان ما متاسفانه در این خیال هستند که مدرنیته نکات مثبت دارد و نکات منفی، ما نکات مثبتش را می گیریم و نکات منفیش را پس می زنیم. آنها می گویند ما در فرم مدرنیته محتوای اسلامی را سوار می کنیم و از این طریق با یک تیر دو نشان را زدیم.

اشتباه اصلی از آنجا شروع می شود که آنان نمی دانند که این فرم کم کم بر محتوا غالب می شود، بنا بر پتانسیل عظیمی که این فرم برای مستقل شدن و تولید محتوای جدیدی که در خود دارد.

بانک مفهومی جدید و مدرن هست که ما آن را از غرب گرفتیم و سعی بر اسلامی سازی آن کردیم.

اوایل شاید اوضاع مناسب بود، اما وقتی فرم بانک قوی تر و گسترده تر می شد به همراه خود محتواهای جدیدی که بنا بر اقتضای روز بود به همراه می آورد.این محتوا کمکم تضاد هایش را با محتوای مد نظر اندیشمندان مسلمان بیشتر نشان می داد و اکنون که خود شاهد ماجرا هستید.

همین مثال بانک را شما می توانید انواع مثال های دیگر را بزنید.

فرم و شکل یک پدیده قطعا در بستر زمان تعقیر خواهد کرد و کم کم خود تبدیل به یک محتوای قوی می شود.

اکنون اندیشمندان مسلمان در این تکاپو افتاده اند که زیر ساخته های دینی دارد جایش را به زیر ساخته های غیر دینی می دهند و این تکاپو کمی دیر اتفاق افتاد.

غالب شدن زیر ساخت هایی که در ظاهر با محتوای اسلامی تضادی نداشتند ولی در باطن و حتی در ظاهر هم خیلی هماهنگ با محتوای اسلامی نبودند امروز به شدت دیده می شود.

ما نباید فراموش کنیم ، اسلام خود فرم دارد و اسلام تنها محتوا نیست، استفاده از این فرم ها در زیر ساختار ها می تواند بازخوردش محتوای اسلامی باشد.

در آخر  تاکید می کنم که ما نو شدن و پیشرفت را هرگز نباید با هم یکی بگیریم.