گفت، می دونی چرا تو آمریکا و اروپا دارن به اسلام گرایش پیدا می کنن، ولی بر عکس تو کشورای اسلامی از اسلام دارن رو می گردونن.

گفتم، اوتوقت شما چه جوابی دارید.

گفت، چون اونجا مردم با زور و فشار اسلام بهشون تحمیل نمیشه، اسلام رو با اختیار انتخاب کردن و با اسلام معتدل خیلی هم حال می کنن.اونا بیان اسلام شما مذهبی ها رو ببینن از اسلام فرار می کنن و چارتا فوش به اسلامم میدن، از بس که شما اسلام رو بد نشون دادید و از بس اسلام رو تفسیر به رای کردید.اسلام شما هیچ جذابیتی برای هیچ کس نداره.

گفتم، اولا ملاکت خیلی بی اساسه، اسلام رو ما اونجوری نشون بدیم و قبولش کنیم که دیگران خوششون بیاد ، تا به اسلام ملحق شن.این دین دیگه اسمش اسلام نیست، دل خوش کنکه.بعدشم معیار مهمی اصلا برای من نیست، اینکه به اسلام واقعی کسی گرایش داشته باشه یا نه، چون تاریخ نشون داده، اکثرا پیروان حق در اقلیت بودن.اسلامی هم که تو امریکا و اروپا داره آدم جذب می کنه، اساسا از نظره من اسلام نیست.

گفت، ملاک شما از اسلام داعشه.

گفتم، اولا داعش از نظر ما تکفیر شدن.دوما داعش اصلا ربطی به اسلام نداره.سوما عادت کردید به سفسطه.چهارما شما به جای مسخره کردن ،حرف منطقی بزن

گفت، تو نظرت راجبه منی که به حجاب اعتقادی ندارم چیه.

گفتم، اگه جامعه دسته مسلمونا باشه، من مخالفت خودمو با حضورت به سطح جامعه رو به دو صورته ارشادی و منع مستقیم ابراز می کنم.اگه هم جامعه لیبرال یا اصلا غیر اسلامی باشه، سعی می کنم ارشاد معنویت کنم.

گفت، منظورت از منع مستقیم چیه.

گفتم، بنا بر امر به معروف ، اگه قانون اسلامی جلوی شما رو نگیره، من وظیفه دارم بنا بر تکلیفم، گزارش تخلفت رو به اجرا کنندگان قانون بدم، یا با دادنه تذکر شفاهی از کارتون جلوگیری کنم، یا در صورت عدم تمکین شما، از طریق زنان متعهد با شما برخورد می کنم.

گفت، یعنی می خوای به هر نحوی منو از انتخابم منع کنی.

گفتم، از انتخاب اشتباه ، بله منعتون می کنم.چرا که برای مردان می تونی مفسده به بار بیاری

گفت، شما مذهبی ها فقط نگاتون اینجوریه که مردا همه آدم هایی دائم التحریکن و اگه زن رو ببینن سری تحریک میشن، شما مرد رو با خروس اشتباه گرفتید.

گفتم ، چطور شما فمنیستا میگید ، یه مرد حق نداره زن رو کالبدشکافی کنه و براش تعیین، تایین ، تکلیف کنه چون شما مردید و زن نیستید و چیزی از ما زنا نمی دونید .مام همین جوابو به شما میدیم، ما مردا جنس خودمونو بهتر از شما می شناسیم، بعدشم، من هیچ موقع نگفتم مرد زن رو تا می بینه تحریک میشه، من گفتم، زن بد حجاب و بی حجاب هست که با رفتارش باعثه تحریک مردا میشن.

گفت اصلا حرفت درست، مردا با دیدنه زنای بد حجاب تحریک میشن، خوب بشن، این چه ربطی به ما داره، ما نمی تونیم با پتو دور خودمون بگردیم که مردا تحریک نشن، ما که نمی تونیم اون‌جوری که شما مردا میگید رفتار کنیم، مگه ما خودمون عقل نداریم، چرا باید ما بر اساس چارچوپ دهی شما پیش بریم، چرا اصلا شما باید برای ما محدوده مشخص کنید.ما زنا خودمون عقل داریم و از شما مردا بهتر به اوضاع خودمون واقفیم.

گفتم، یعنی برای شما اصلا مهم نیست که باعثه تحریک مردا بشین، واقعا که.اصلا این همه بزهکاری و جرم به خاطره همین سبک پوششه شماست، این همه آزار و اذیت ، تجاوز و...به خاطر همین بی توجهی شما به پوششتون و نادیده گرفتنه مردای فرصت طلبه.چرا به زنه چادری یا محجبه تعرض یا تجاوزی نمیشه ولی تعرض و تجاوز های بسیاری که یک زن رو نابود می کنه رو به زنای بدحجاب و بد پوشش به حساب نمی آرید.چقد بزهکاری علیه زنای بد حجاب و بی توجه به پوشش مناسب زیاده، میزانه این همه بزهکاری رو چرا نمی بینید.

گفت، اولا کی گفته فقط به زنای بدحجاب تجاوز و تعرض میشه، بعدشم این تعرض ها و تجاوز ها مسببش زنای به نگاه شما بد پوشش نیستن، بلکه مسببش مردایی هستن که تو جامعه سرکوب و سد کننده رشد کردن.

گفتم اگرم به زنای باحجاب تعرض بشه استثنائاتی هست.بعدشم جامعه آمریکا که دیگه جامعه سرکوب کننده نیست، آمار تعرض به زنای بی توجه به حریمشون رو چی می گید.اونجا رم می خواید بگید که جامعه سرکوب گر مقصرشه.

گفت، به هر حال زنی که پاک باشه و باطنه درستی داشته باشه هیچ وقت مورد تعرض قرار نمی گیره.

گفتم، باطن هر چقد خوبم که باشه، ظاهر غیر موجه باعثه دردسر میشه.

گفت، می دونی کار چه موقع بیخ پیدا می کنه، اون موقعی که شما می خای ارزشهای خودتونو به زور تو حلق ما کنید، یعنی همین احساس مسولیت کردنه شماست که ، میشه معضله اصلی ما.

گفتم ، حس مسولیت ما موقعی گل می کنه که شما تو خط قرمزامون پا می زارید، اتفاقا به نظر ما این شمایید که چوپ لا چرخ ما می زارید.

گفت ما دقیقا نمی دونیم چه جوری باید رفتار کنیم که خطه قرمزای شما رو رد نکنیم و به تیریش عبای شمام بر نخوره.بعدشم خط قرمزای شما اکثر موارد مساوی میشه با گرفتنه حق حیات از ما، حق لذت ، حق بهرمندی، حق آزادی و خلاصه خیلی از حقوق های اساسی ما.

گفتم ، شما بگید ما تا چه حد باید از مطالبات و حقوق خودمون کوتاه بیایم که راضی بشید.متاسفانه شما تو زدنه حرفای پوپولیستی و احساسی خبره هستید.

گفت، شما تو نظر همون داعشید که تو عمل هنوز مرددید

گفتم، شما همیشه با این نحوه بیان ، خواستید از حرفای اصلی و اساسی ما تفره برید.

گفت، شما مذهبی ها چرا فکر می کنید ، شما خوبید، شما شریفید، شما پاکید، شما اخلاق مدارید و هر کی غیر از شما باشه اشغاله، کثیفه، نجسه.شما که یه دایره دوره خودتون کشیدید و هرکی که تو این دایره نباشه رو داخله آدم حساب نمی کنید، چرا اینقد رویکرد شما رویکرد حذف کردنی گل چین کردنی هست، شما مذهبی ها چرا اصرار دارید که بقیه عینن مثه شما فکر کنن، عمل کنن، کسی هم که ذره ای باهاتون اختلاف داشته باشه سری تکفیرش می کنید.اصلا دین اسلام، دین مهربانی مگه نیست، دین صلح مگه نیست، چرا جوری رفتار می کنید که دین دارایی مثله منو نسبت به دین و همه چیز بد بین می کنید.بابا جون نمیشه که همه بشن پاک و مطهر و هرکی هر اشتباهی رو انجام داد رو به میخ بکشیم.اسلام رو به لجن کشیدید.

گفتم به مقدساتم قسم که ما آدم مذهبی ها اینایی که گفتید نیستیم.ما مذهبی ها به بی حجابا یا بد حجابا اون‌جوری که شما فکر می کنید، نگاه نمی کنیم، حداقل من از پیشواهام یاد گرفتم که اونجوری نباشم، پیشواهام گفتن برای این افراد دست به دعا و خیر خواه باشید.

گفت پیشواهات کدوم آیت الله یا حجت الاسلامیه .بابا بهشت رفتن که زودی نمیشه، شما به جایی این که بخای ما رو اصلاح کنی، سعی در اصلاح خودت کنی به صواب نزدیک تره.

گفتم، پیشوای من اهل بیتن.در ضمن من که راضی ام کسی بیاد منو به زور بهشتی کنه.

گفت تو اونجوری باش ، همه که مثه تو فکر نمی کنن، بابا تا حالا چیزی راجبه ازادی و حقوق بشر شنیدی.

گفتم ، خیالت راحت ، درساشو خوندم، بحثاشم کردم، مسئله ما همینجاست که به اسم آزادی و حقوق بشر هر کاری رو توجیح می کنید.

گفت، تو به من بد حجاب چه نگاهی داری.

گفتم والله که من ازت نه بدم می یاد، نه کینه ازت به دل دارم و نه بهت فوش میدم، من فقط از دست شما حرص می خورم و بعد سعی می کنم براتون دعا کنم.

گفت حرص می خوری، به تو چه ربطی داره که حرص بخوری ، اصلا چرا فکر کردی من احتیاج به دعای تو دارم.

گفتم حقیقتش اینه که حرصم به خاطره اینه که اول خودت گناه می کنی و بعد باعثه گناه دیگران میشی.حرص می خورم چون یقین دارم که قدر و شان خودت رو نمی دونی و اونو پایین می یاری، من به عنوان برادر دینیت نسبت به تو احساس وظیفه می کنم.اما واقعا بسی جای تعجبه که منی که دعات می کنم و خیر خواهت هستم رو یه دشمن می بینی، حداقل به نیت خیر من احترام بزار، حتی اگه به نظرت درستم نباشه.

گفت بابا جون، چرا فکر کردی دین و خدا اونیه که شما فکر می کنی، چرا فکر کردی من ظاهرم تحریک کنندست ، اصلا کی گفته من ظاهرم تحریک کنندست، اصلا مردا مگه خروسن، یعنی همه چیز تو گردنه ماست، مردا هیچ چیزی و محدودیتی نباید داشته باشن.

گفتم ، ادعای خاصی راجبه دین ندارم، اما راجبه حجاب یقین دارم که دین با شما همراه نیست.من مطمئن هستم که شما به خاطره تحریک مردا این پوشش رو انتخاب نکردی ، اما به هر حال این پوشش تحریک کنندست.بعدشم زن و مرد به یه اندازه دارای وظیفن.

گفت ، اصلا حق با توعه ، من بر خلاف دین عمل کردم، دوست دارم ، دلم می خاد، به تو چه، من دلم نمی خاد به این بخش دین عمل کنم.

گفتم .آخه ما تو یه چرخه ای هستیم که با هم در ارتباطیم و بهم پیوند خوردیم.شما داری حق منو ازم سلب کی کنی، حقی که تو کشوره اسلامی کاملا برای من تعریف شده.

گفت.ولم کن بابا، از این حرفای صد من یه غاز از بس شنیدم که حالم داره بهم می خوره.من همینم ، دوست دارم اینجوری بگردم.خدارم می پرستم ، مسلمونم هستم.

گفتم واقعا استدلال های شما نشون از بی منطقی و بی توجهی میده.

گفت همینی که هست.

گفتم ، بیشتر دلم از این میگیره که آدمه معتقدی هستی ولی اینقد متعصب بر خورد می کنی.

گفت، بابا آخوندا یه مشت حرف مفت تو کلت کردن، آدم باید انسانیت داشته باشه و دلش پاک باشه.

این حرفو که شنیدم ، می خواستم سرمو به دیوار بکوبم.گفتم من حرف کسی رو تکرار نمی کنم ، کسی ام مغزمو شست و شو نداده.

گفت.کار شما فقط، سخت گیری، ترسوندن، شلاق و...هست.

گفتم.شما اعتقاد دارید ما شما رو محدود می کنیم.مام اعتقاد داریم شما مارو محدود می کنید.چرا همونقد که به خودتون حق می دید، به ما حق نمی دید.اصلا شده با خودتون خلوت کنید و فکر کنید راجبه این موضوع که شایدم حق با مذهبی باشه، نکنه مطالبات ما تو این بخش اشتباهه.شما فقط سوار موج می شیدید و تنها و تنها مطالبه می کنید.

گفت.خوده تو هم که اینقد ژست منطق و خردمندی گرفتی ، پاش بیفته از همه بدتر میشی .

گفتم بله همین قضاوت کردنه که جیگره آدمو خون می کنه.چرا به خودت اجاره میدی اینقد راحت منو قضاوت کنی و راجبم حکم صادر کنی.

گفت از بس امثال تو رو دیدم که تو حرف یه چی اما تو عمل یه چی دیگه بوده که دیگه به هیچ مذهبی اعتماد ندارم.

گفتم.متاسفانه برچسب زدن یکی از کارای اصلی شماست.

گفت حرفات آخوندیه، شما ها تو قضاوت کردن و حکم دادن و تکفیر کردن ید طولایی دارید.

گفتم ولی من اعتقاد دارم این شماها هستید که ما مذهبی ها رو بد قضاوت می کنید.

گفت، منظورت چیه.

گفتم، شماها ما رو یه آدمهای متعصب ، سختگیر، بی خرد، عقب مونده، دگم، فرصت طلب و رانت خوار می دونید.شما فکر می کنید ما مذهبی ها مساوی با تحجر و فلاکت هستیم، شما ما مذهبی ها رو که می بینید، نتنها هیچ احترامی برامون قائل نیستید، بلکه، کینه،بعض و نفرت از ما دارید، ما رو مورد تمسخر می گیرید و در کل هیچ احترامی برای ما قائل نیستید.

گفت.مقصر خودتونید.

گفتم .تقصیر، بر فرض که حرفامون ناحساب ، چرا با اغماض یا دلسوزی با ما رفتار نمی کنید، چرا سعی نمی کنید مارو هدایت کنید ، مگه ما که با شما مخالفیم، با شما اینجوری رفتار می کنیم.شما متاسفانه فقط ادعای انسانیت و اخلاق رو دارید، تو عمل چیزی کم از مغولا ندارید.

گفت، آخه شما خیلی حرص درارید، خیلی عقایدتون مسخرست، اصلا قابله احترام نیست.

گفتم ، عجب، اون وقت کدومش خیلی افتضاح هست، یکیشو نام ببرید.

گفت ، قابله ذکر نیست از بس زیاده.

گفتم ، البته بیان کردنتونم توفیری تو ماجرا نمی کرد، چون مطمئن هستم که دفاع هام رو عمرن قبول نمی کنی.

گفت، بابا من الان تو قرن 21 زندگی می کنیم، قرنی که بشر داره پا تو کره ماه می زاره، اونوقت تو داری راجبه حجاب حرف می زنی، تو هزار و چهارصد ساله پیش گیر کردی.

گفتم، یعنی اعتقاد داری، چون جامعه کمی رنگ و لعابش عوض شده، ما هم عوض بشیم، یعنی دین رو برای همون هزار و چهارصد سال پیش حواله بدیم، این چه استدلالی هست، این چه منطقیه.

گفت، من نمیگم که دست از عقایدت بکش، من میگم کمی از این چارچوب تنگی که توش قرار گرفتی بیا بیرون و کمی متعادل تر زندگی رو ببین.

گفتم، عقاید من اونجاش که باهات همخونی داره روشون وایسم، اون جایی هم که مخالف میلته، ازش دست بکشم، عجب، یعنی می خای بشم ، یه آدمه منفعله ، به درد نخور.

گفت، شما مذهبی به خاطره همین رفتاراتون هست که روز به روز تنها ترو محدود تر میشید.

گفتم، برای من هیچ موقع، طرفدار داشتن و نداشتن، معیاری برای بر حق بودن نبوده.این محدود شدن بالاخره یه روز تموم میشه.

گفت، به هر حال ما اینیم ، حرف حسابت چیه.

گفتم ، هیچی، حرف حساب من اگه قرار بود تو مغز شما بره، تا الان رفته بود.لکم دینکم ولی دین.



نکته اول.اونایی که ادعای اخلاق و انسانیت می کنن، باید تو عمل اینو نشون بدن. تویی که میگی من مذهبی نیستم ولی به اخلاق و انسانیت اعتقاد دارم، تو چرا در مواجه با مایی که با هم اختلاف نظر داریم، مثه داعشیا رفتار می کنی.

نکته دوم.آخ که چه دله پر خونی دارم از دست یه عده.ما آدمایی داریم که مذهبی نیستن ولی به اخلاقیاتی که تشخیص دادن واقعا اخلاقه عمل می کنن اینا واقعا قابله احترامن، دسته دوم کسایی هستن که مذهبی نیستن بعدم به هیچ اخلاقی پای بند نیستن، اینا دلم رو خون کردن.

نکته سوم. همیشه سعی کردم که هیچکس رو قضاوت نکنم.

نکته چهارم.کاش می شد یه گفتمان به وجود بیاد بین مذهبی ها و غیر مذهبی ها تا ریشه خیلی از اختلافات خشکونده بشه.یقین دارم که بیشتر همو درک می کنن.

نکته پنجم.از مذهبی انتظار میره که رفتارشون رو با غیر مذهبی ها تعدیل کنن.

نکته آخر.مهم ترین نکته همین نکته آخره، من از خواهرم کمال تشکر رو دارم.