بسم الله الرحمن الرحیم. در قرآن کریم آیه ای وجود دارد که در مورد روابط زناشویی و رابطه بین همسران را تشریح می کند. در آیه 34 سوره نسا اینچنین آمده است: ُ ﻭَ ﺍﻟﻼَّﺗﻲ ﺗَﺨﺎﻓُﻮﻥَ ﻧُﺸُﻮﺯَﻫُﻦَّ ﻓَﻌِﻈُﻮﻫُﻦَّ ﻭَ ﺍﻫْﺠُﺮُﻭﻫُﻦَّ ﻓِﻲ ﺍﻟْﻤَﻀﺎﺟِﻊِ ﻭَ ﺍﺿْﺮِﺑُﻮﻫُﻦَّ ﻓَﺈِﻥْ ﺃَﻃَﻌْﻨَﻜُﻢْ ﻓَﻼ ﺗَﺒْﻐُﻮﺍ ﻋَﻠَﻴْﻬِﻦَّ ﺳَﺒﻴﻼً ﺇِﻥَّ ﺍﻟﻠَّﻪَ ﻛﺎﻥَ ﻋَﻠِﻴًّﺎ ﻛَﺒﻴﺮﺍً ‏( 1 ‏) ﻭ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻛﺸﻰ ﻭ ﻣﺨﺎﻟﻔﺘﺸﺎﻥ ﺑﻴﻢ ﺩﺍﺭﻳﺪ ، ﭘﻨﺪ ﻭ ﺍﻧﺪﺭﺯ ﺩﻫﻴﺪ ! ‏( ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺆﺛﺮ ﻭﺍﻗﻊ ﻧﺸﺪ ، ‏) ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﻭﺭﻯ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ ! ﻭ ‏( ﺍﮔﺮ ﻫﻴﭻ ﺭﺍﻫﻰ ﺟﺰ ﺷﺪﺕ ﻋﻤﻞ ، ﺑﺮﺍﻯ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﻛﺮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻭﻇﺎﻳﻔﺸﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ ، ‏) ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﻨﺒﻴﻪ ﻛﻨﻴﺪ ! ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﺭﺍﻫﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻌﺪّﻯ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺠﻮﻳﻴﺪ ! ‏( ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ‏) ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ، ﺑﻠﻨﺪﻣﺮﺗﺒﻪ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ . ‏ این آیه شریف می توان گفت یکی از جنجالی ترین و بحث برانگیزترین آیه هایی است که در قرآن آمده و واژه ضربو که در متن قرآن آمده علیه قرآن از سوی منتقدان قرآن بلواهای فراوان و به نوعی پرونده سازی های زیادی چون خشونت، زن ستیزی، اعمال ضد حقوق بشر و مواردی از این قبیل که علیه قرآن به وجود آورده اند. ابتدا باید عرض کنم که مفسران واقعی قرآن تنها و تنها اهل بیت عصمت و طهارت هستند و قرآن از چارچوب آنها باید فهم شود و غیر از این باشد قرآن هیچگاه فهم نخواهد شد. ابتدا یک اعتراف داشته باشم و آن اینکه مفسرانی سعی کرده اند واژه ضربو را چیزی جز زدن و تنبیه فیزیکی تفسیر کنند که ضمن احترام به آنها، صریحا می گویم که بنا بر نظر اهل بیت ضربو همان تنبیه و زدن فیزیکی است. اما چند نکته.اول آنکه با رجوع به آیه ما به سه روش ترتیبی بر می خوریم که بسیار جالب و در خوره توجه است، اینکه قرآن ابتدا به گفتگو و نصیحت دستور می دهد که این یعنی همان عقلانیت محز و غیر قابل پنهان.دوم آنکه قرآن پیشنهاد بعدی اش بعد از موثر واقع قرار نگرفتنه گفتگو و پند، توصیه به جدایی و جدا کردنه محل خواب می کند، این توصیه به واقع بسیار هوشمندانه و خردمندانه است، چرا که این عمل می تواند به زن که از نظر عاطفی به این گونه جدایی ها حساست اثرگذار باشد،در معرض تنهایی قرار گرفتنه زن برایش تنبیهی کاملا هوشمندانه است با توجه به خصوصیات زن. نکته سوم.قرآن توصیه اش بعد از موثر واقع نشدنه این موارد و بالا گرفتنه تنش توصیه می کند که زن را بزن و تنبیه کن برای آنکه تمکین کند.این بسیار بسیار مهم است که فهم شود قرآن توصیه کرده است به زدن و واجب نکرده است، بنابراین باید این مورد مهم را مد نظر داشت.همچنین باید دانست که حد زدن و تنبیه چه میزان است و قرآن منظورش چیست. چنانچه که گفتم اهل بیت هستند که تنها مفسران قرآن هستند و باید دید آنان چه جوابی و چه تفسیری از این آیه داشته اند. اهل بیت عصمت و طهارت در احادیث گرانسنگ خود آب سردی بر پیکر بدخواهان و کینه توزان ریخته اند، چرا که آنها بیان کرده اند که نحوه تنبیه باید با چوب مسواک باشد، چوب مسواک که عرب ها از آن استفاده می کنند، بسیار بسیار نرم و لطیف است و قدرتی برای آسیب رساندن به زن را ندارد.نکته مهم و اساسی بعدی آن است که در تنبیه زن، مرد حق ندارد به گونه ای زن را بزند که به استخوان و گوشت آسیب برسد، کبودی بر روی پوست ظاهر شود و رنگ پوست سرخ شود.یعنی تنبیه را نوعی برخورد فیزیکی که شدت آن به قدری است که مرد زن را فقط با دست لمس کند.پر واضح است که تنبیه مد نظر قرآن نوعی رفتار کاملا حرفه ای در راستای آن است که مرد با زن خود در تماس فیزیکی باشد و چه کسی است که نداند این تماس فیزیکی مرد با زن به بهانه تنبیه ولی در اصل نوعی ابراز وجود و ابراز نیاز و علاقه به زن است که قرآن بسیار هوشمندانه به آن پرداخته است. پس تنبیه زن هرگز و هیچگاه به معنای شلاق و کبودی نیست، بلکه تماسی فیزیکی و یدی بین مرد و زن است. از طرفی نوعی اعمال قدرت برای اینکه زن به حقوق شوهرش ، شوهری که نفقه می دهد، خوراک و پوشاک و مکان را برای زن مهیا می کند تن در دهد.یعنی اگر قرار باشد اسلام حد حکومتی برای عدم تمکین زن مشخص کند، این حد را برای شوهر قرار داده و آنهم حدی که در اصل اصلا حد نیست. به بیان ساده تر مرد به عنوان اجرا کننده احکام در مقام ولی قرار می گیرد.و دیگر نیازی به حد حکومتی نیست و مرد صاحب اختیارست.البته این سخن من قاعده فقهی نیست و تنها یک مثال است برای تقریب به ذهن. در دفاع از تنبیه فیزیکی که خیلی ها با آن مخالف هستند نیز بیان می کنم که، تنبیه فیزیکی از ضروریات برای نظم دهی است و نادیده گرفتن و حذف آن نوعی برهم زدنه نظم و هنجارها است. تنبیه بدنی گاه تنها راه حل مناسب برای یک اشتباه است. پس تاکید می کنم که واژه ضربو در این آیه در بیان اهل بیت نتنها خشونت نیست، بلکه راه حلی است که قرآن در آن به شیوه کاملا علمی و عقلانی به آن پرداخته است. با مرور احادیث و سنت اهل بیت عصمت و طهارت در مورد زن و حقوق آنها به نکاتی می رسیم که جایگاه رفیع اخلاق و فضیلت را نسبت به زنان در می یابیم.