شما علمی صحبت نمی کنید، علم نظره دیگری دارد، علم این حرف شما را تأیید نمی کند، علم... یکی نیست که بیاید به این حقیر بگوید این علم علم که آنقدر از آن سخن می گوییم و پایش را به میان می کشیم آخر چیست. شهید آوینی تعبیری دارد به نام «جاهلیت مدرن» اگر بخواهم برداشت خود حقیرم را بگویم، می گویم نسخه پیچیه یک سری از افرادی که به اهل علم شناخته می شوند و در واقع نتنها هیچ اهل علم نیستند، بلکه ضد علم هم هستند. امروز تا می خواهی کمی صحبت از اتفاق ها و پدیدههای روزمره کنی، باید حواست باشد که حتما اهل علم باشی، اهل علمی که تعریفش هم مشخص است، داشتن مدرک دانشگاهی معتبر از دانشگاه معتبر. اینکه من بیایم بگویم علم اینست و آن نیست، قطعا دردی را دوا نمی کند، چرا که جامعه ای که دچار جاهلیت مدرن شده است، هیچگاه به متر و مقیاس یک مخالف گفتمان رایج پیش نخواهد رفت. کاش کسی پیدا شود و به من بگوید این علم واقعا چیست. بحث را عینی می کنم، می گوییم ما مذهبی ها ما مسلمانان که سقط جنین نباید انجام شود، می گویند ای بابا این چه حرفی است آخر علم امروز که با دستورات اخلاقی شما پیش نمی رود که، می گوییم چطور، می گویند، فلان نظریه پرداز اجتماعی از پاردایم فلان در یک کار علمی اثبات کرده که سقط جنین حتما کارکرد مثبت دارد برای فرد و اجتماع که مردم و جامعه به سراغش رفته اند«این مطلب واقعیست» بنابراین علم می گوید سقط جنین خوب هم هست، می گوییم اگر ما از پاسخ خودمان بگذریم و بخواهیم پاسخ شما را از طریق روش خودتان بدهیم،جواب می شود که فلان نظریه پرداز و فلان پارادایم اتفاقا سقط جنین را ناشی از سقوط یک جامعه می بینند، همچنین از نظر تولید مثل و پیشبرد چرخه جامعه جمعیت را و همچنین فقر را الزامی می بینند، می گویند به هر حال علم آنها این چنین است و علم ما اینچنین، می گوییم مگر علم بخش بخش و مخالف هم می شود، می گویند خیر، بخشی آنها درست می گویند و بخشیش را هم ما، در بسترش باید دید در کانتکسش، می گوییم در بستر یکی و کانتکس مشابه چطور، می گویند به هر حال این یک امر پیچیده است. ملاحظه می فرمایید که ما در یک موضوع می توانیم دها علم داشته باشیم،دست آخر هم به نسبیت خواهیم رسید. بسیار دشوار است برای من مشاهده کردنه این قضیه که می بینم ما مذهبی ها ما مسلمانان زیر بار این گفتمان می رویم و از اصول خود عقب نشینی می کنیم.گویا برای ما وحی منزل نه قرآن بلکه حرف جناب داروین است که کتاب می نویسیم داروین در قرآن. علم کم کم دارد یک ایدئولوژی می شود، البته علم ما نوکر آن هم هستیم، علمی که ما را به واقعیت و یقین می رساند، مانند قانون دو به علاوه دو که می شود چهار.منظور از این علم گفتمان رایجی است که از آن به عنوان نظریه یاد می شود از آن به عنوان فلان آیت الله العظمی پروفسور... این مد نظر من هست.به یاد کلام امیر المومنین حضرت علی علیه السلام می افتم که فرمود بر این امت از هر چیز بیشتری از شخصیت زدگی می هراسم. در عصر مدرنیته ما شاهد آن هستیم که نظریه ها و فرضیه ها و صاحبان کرسی دانشگاهی تبدیل به ایدئولوژی شده اند و عدم پذیرش آنان یعنی مخالفت با عقل سلیم.به هر حال مدرنیته و عصر پیش رو جولانگاه توهماتی شده است که به آن علم می گویند. نکته اول.من نوکر علم هستم، علمی که حرفش یکیست نه دهتا. نکته دوم.مدرنیته یا جاهلیت مدرن الهام بخش من بود. نکته آخر.علم چیست؟