شاید بعد از آن افتضاح های کلیسا در دوران قبل از رنسانس، دین دیگر نتوانست، انگونه که در گذشته و در قدیم قوی، تاثیر گذار و جریان حاکم بود ، بشود. منظور من دقیقا زمانی است که دین ها یا حاکمیت را به دست داشتند یا اینکه در کنار حاکمیت دو قطب اصلی قدرت را تشکیل می دادند. دنیای مدرن امروز که دیگر شده است بلای جان دین ها و مذهب ها، البته هستند هنوز معدود دین هایی که حاکمیت دارند یا در کنار حاکمیت قرار گرفته اند، اما نباید فراموش کرد که این دین ها هم باج های کلانی داده اند پ همچنین بسیاری از اصول های خود را هم کنار گذاشته اند. اما شاید اقتضای جهان مدرن اینگونه بود و دین ها شاید چاره ای جز این نداشتند. اما آنچه که سبب ساز شد که دین از قدرت به زیر کشیده شود، رقیبی جدی و قدرتمند و دیرینه بود، علم. این علم بود که گاه با حرفهای منطقی و گاه با حرفهای غیر منطقی به هر نحوی بود توانست، ابتدا نظر حاکمیت و سپس نظر عوام و افکار عمومی را به خود جلب کند. البته کمی جزئی بگویم که علت روی آوردن به علم از جانب حاکمیت، نه برای عقلانیت و مبارزه با خرافات، بلکه در مرحله اول دنیا طلبی و رسیدن به دستاوردهای علم بود، از طرفی دیگر هم گذشتن از سد رقیبی قدرتمند چون دین بود. اما امروزه با تمام فراز و فرودها شاهد آن هستیم که علم یا بهتر بگویم چیزهایی که اسم علم به خود گرفته اند در حکم همان کلیسای قرون وسطا هستن و چه بسا خطرناک تر و مهلک تر از آن. به اسم علم و با پسوند فلان دانشمند، مبتذل ترین و غیر منطقی ترین و حیوانی ترین نوع از زندگی را نسخه پیچی می کنند و آن را به عنوان علم به خورد عوام می دهند. باید توجه داشت که علم کنونی، یک ایدئولوژی بسیار خطرناک تر و مستبد تر از هر نظام استبدادی دینی و هر نظام استبدادی دیگر است. شاید خیلی ها ندانند که در پس بسیاری از پروژهای به ظاهر علمی، دستان کثیفی است که منافعی را دنبال می کنند. دنیای مدرن کنونی ، دنیای دروغ های مدرن و بزرگ است، دنیای تزویر و ریا کاری. اینکه علم را، این علم ابطال پذیر را آنقدر تقدس به آن داده اند، قطعا می توان آن را برآیند یک دوره طولانی مدت حساب شده با ساختار های از قبل برنامه ریزی شده دانست. دین اسلام، دینی نیست که بخواهد به چیزی باج بدهد، یعنی اسلام سر سازش با چیزی به نام علم، علمی که هدف دار است ندارد، علمی که فلسفه تولید می کند ، علمی که اخلاق تولید می کند ندارد. مخصوصا اسلام شیعی که در راس خود اهل بیتی را دارد که تنه بر تمام علوم به ظاهر پیشرفته و مدرن میزند. تمام دغدقه من و تلاش های بسیار طولانی مدتم اینست که بگویم، علم، آن چیزی که به ما گفته اند نیست ، این علم کنونی، تنها و تنها عوام فریبی و حیله گری است. علم راستین، علمی است که منشأ آن اهل بیت است نه علمی که در طی صد سال بیش از چندین بار ابطال می شود و جالب اینکه هر کدام در زمان خود علم نامیده می شدند. نمی خواهم بگویم کارهای آزمایشگاهی و تجربی یکسره باطل است.اما می گویم آنها علم نیستند و تنها بخشی از واقع نمایی از یک بخش کوچک هستند. علم را تنها در مکتب اهل بیت می توان یافت و لاغیر.