بسم الله الرحمن الرحیم.

نمی دانم متوجه هستید یا نه، اما اگر نیستید خوب گوش دهید به حقیر تا مطلبی را بگویم.


شاید باورتان نشود که مدرنیته و انسان مدرن مسیری را انتخاب کرده است که به نوعی تعاملی برای حذف کردنه انسان های ضعیف از روی زمین و ماندنه قوی ترها است. که البته چون این چرخه هر چه که پیش می رود   می بایستی حذف شدنهایش بیشتر شود، چرا که عملا در سیستم طراحی شده اش اینگونه برنامه ریزی شده که انسان یعنی رقیب و رقیب کمتر زندگی آسوده تر.

توجه باید داشته باشیم که مدرنیته عملا دارد مسیری را طی می کند که در آینده پیش رویش تمام منابع و امکانات از بین می رود و از این امکانات و منابع اندک و محدود هم تنها حداقلی می توانند بهرمند شوند.

نمی دانم چرا کسی نگران نیست، گویا نمی دانند که قرار است گرسنگی و تشنگی و بردگی برای خیلی از انسان ها پر آینده ای نچندان دور به ارمغان بیاید.

لطفا نگویید که حرف‌های کلی و بدبینانه می زنم، نه ان شاءالله سال دو هزار و سی را اگر ببینیم متوجه خواهیم شد جهان به توان چند روبه زوال است نه به ضربدر چند


طبیعی است سوراخ کوچک بزرگ می شود و بزرگ و بزرگ تر و فشار بیشتر در این سوراخ تخریب را چند برابر می کند،  چون پتانسیل بیشتری برای تخریب پذیرفته.


پیرزن و.پیر مرد ها که در عصر ما له شدن 

و گمان نکنید ما داریم با امکانات روز خودمان را تطبیق می دهیم، نه این امکانات اکثرا در حد و فرمت ما نیست


تا تطبیق دهیم چیزهای جدیدتر ارائه می شود.


خلاصه آنکه نمی دانم چرا کسی نگران نیست.

بسیار نیک می دانم جهان به سرعت سرساماوری در مسیر نابودی است و انسان هم که خود گزینه اول این نابود شدن.


چرا کسی به فکر نیست؟