اگر فحشا و زنا زیاد شده، اگر خیانت زیاد شده، اگر طلاق زیاد شده ، اگر تجرد زیاد شده و...

همه اینها یک عامل بسیار مهم دارد و آنهم زنانی هستند که اجازه ازدواج موقت و دائم را به همسرانشان نمی دهند.

نگفتم همه ماجرا این است، گفتم عامل بسیار مهمش این است.

البته می دانم کلا زن اگر بتواند چنین قضیه ای را بپذیرد، گویا جهاد اکبر کرده است و می دانم برای زنان اینکار چه بسیار سخت است، اما اگر زن نیت خود را خدایی کند و از نفسانیت خود دست بکشد، به واقع نتنها زیانی نکرده، بلکه هم منفعت های عظیم اخروی نصیبش شده هم دنیوی.

آری دنیوی، وقتی که زن رفتارش را اهل بیتی کند و مطابق با منش اهل بیت عمل کند، جاذبه های فراوانی را به همراه خود می آورد و حتی با وجود همسر دوم داشتنه شوهرش یا متعه ای داشتنه شوهرش، می تواند جایگاه خود را نزد شوهرش با رفتار اهل بیتی تثبیت کند.

وقتی همسر زن، زن دوم بگیرد یا متعه کند، زن اول از خیلی نظر ها برد کرده است، یک آنکه وقت بیشتری را ، آزادی و آسودگی بیشتری را دارا می شود.

می تواند به خود بیشتر برسد، خیلی از کارها سبک تر می شود، خیلی از بارها تقسیم می شود و خلاصه آنکه زن اول می تواند مانور بیشتری داشته باشد، تمرکز بیشتری داشته باشد و رقابت مفیدی برای جلب توجه همسر و بالاتر از آن جلب توجه خداوند را داشته باشد.

این بدان معنا است که زن می تواند با یک از خودگذشتگی نفسانی، خیلی برکات را نصیب خود کند.

زن اگر راضی نشود و ممانعت کند از این کار، اختلاف، خیانت، طلاق، فحشا و خیلی از ناهمواری های فردی و اجتماعی را به ارمغان می آورد.

این یعنی اینکه موارد بالا ، کاملا بر عدم پذیرش زن نسبت به زن دوم یا متعه دخیل است.یعنی موارد بالا کاملا ارتباط مستقیم با رفتار غیر شرعی زن مبنی بر عدم پذیرش چندهمسری دارد.

جامعه شیعه امروز، فرق ندارد چه مذهبی هایش چه کمتر مذهبی هایش، نسبت به امر چند همسری مخصوصا متعه یک گارد شدید دارد، البته زنان که واقعا فاجعه هستند.

البته من سخنم با بانوان مذهبی است.

من بدان ها قول می دهم که چند همسری و متعه به شرط رفتار اهل بیتی آنان، کاملا به نفع آنان است.

اینکه زن بگوید پس تکلیف عشق چه می شود، تکلیف محبت چه می شود، باید بگویم یک آنکه ما برای محبت به اهل بیت و خدا خلق شده ایم، یعنی باید هرکاری انجام می دهیم آن کار مارا به محبت اهل بیت و خداوند برساند، نه اینکه عشق و محبت به همسر که امری بسیار خوب است تبدیل به هدف شود و غایت.خیر باید وسیله باشد برای هدف اصلی یعنی اهل بیت و خداوند، یعنی اگر ما قرار است همسرمان را دوست داشته باشیم و محبت کنیم بدان سبب باشد که مارا به قرب اهل بیت و خداوند برساند وگرنه که می شود نتیجه اش یک روند کاملا معیوب و اشتباه.

دوم آنکه کلیشه عشق و عاشقی را لطفا حذف کنید، این مفاهیم غربی و رمانتیک گونه را که در کتاب های مبتذل به وفور یافت می شود.

هدف چیزه دیگریست، آن هدف اصلی را دریابیم.

وقتی که همسر اول رفتار اهل بیتی کند ، مطمئنا شوهرش بسیار بدو مشتاق می شود و می تواند از شوهرش که دوستش دارد بسیار بهتر و حرفه ای تر بهرمند شود.

خلاصه حرف بسیار است و می توان ساعتها حرف زد، اما این نکات کلی و اجمالی می شود مقدمه ای برای تفصیل دادنش برای غیر و می شود جرقه ای کوچک برای تخصصی نوشتهای دیگر و مطالبه شدنهای منطقی دیگر.

بازهم می گویم چند همسری در اصل باعث سود و رفاه بیشتر برای همسر اول است، به شرطها و آنهم رفتار اهل بیتی نشان دادن است.

باشد که خداوند متعال زنان مارا به پذیرفتنه این امر مهم و حیاتی استوار قدم کند.