۱۰ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

بسم الله الرحمن الرحیم.

شبکه های تلویزیون جمهوری اسلامی ایران را بالا و پایین می کنم، چند وقتی می شود که حسابی روی محتوای این شبکه ها حساس شدم.

شعار و هدف این شبکه ها ترویج سبک دینی و فرهنگ ناب ایرانی اسلامی هست.

اما به واقع آیا محتوا چنین چیزی را می رساند و آیا واقعا در این شبکه ها ما می توانیم بر تربیت ، آموزش و همچنین ترویج سبک زندگی ایده ال ایرانی اسلامی صحه بگذاریم.

خیر چنین چیزی نیست...

وقتی جنسی ترین فیلم ها را برای پخش می گذاریم وقتی با سانسور های عجیب و غریب و ناقص سعی بر اصلاح این گونه فیلم های به شدت جنسی می کنیم، قطعا کار آنگونه که ما می خواهیم پیش نمی رود.

جالب تر آنکه فیلم های خانوادگی و سریالی که به دست خودمان هم تولید می شود آنقدر مسائل جنسی پنهان دارد که می توان به وضوح آنها را دید.

از مسائل جنسی که رد بشویم ، به فرم و محتوای فیلم ها و برنامه های آموزشی و سرگرمی می رسیم.در این جا آنقدر غیر حرفه ای و اماتور عمل می کنیم که مخاطب را به عنوان کودک قلمداد کرده و سعی بر تربیت این کودک ناتوان می‌کنیم.

اما نه مخاطب ما کودک است و نه مخاطبی نصیحت شنو .بنابراین با منبر ساختن تلویزیون وبا سر دادنه شعار و آرمان ها آنهم به صورت تابلو و مستقیم نخواهیم توانست به رسانه ای تاثیر گذار تبدیل شویم.

جالب آنکه مسوولان با پخش فیلم پایتخت به خود افتخار می کنند که توانسته‌اند فیلمی با محتوای مناسب و خانواده محور را تولید کنند.اما می گویم که خطرناک ترین فیلم همین پایتخت هست ، فیلمی که در آن روابط بین خانواده با غریبه بسیار وحشتناک، شأن بزرگسالان و ریش سفیدان بسیار پایین، شوخی ها به شدت مبتذل وسطحی ، سبک شمردنه نمادهای مذهبی و...

اما همین پایتخت با به تصویر کشیدن چند سکانس از نمادهای خانوادگی، و دینی آنهم به طور ناقص می شود سریال خوش ساخت و با محتوا.اینکه چرا به پایتخت گریزی زدم به این دلیل است که هر دو طرف در ایران این سریال یک سریال تقریبا تراز به حساب می آورند.

برنامه های سرگرم کننده ما که اکثرا به ابتذال کشیده شده است.برای خنداندن بسیار حرمت های اخلاقی را می شکنند.یعنی هرچه پیش می رویم مشاهده می کنیم که باید برای مخاطب داشتن بی پرواتر و گستاختر بود.

از برنامه های وزین و پرطرفدار که در آن مجری آقا که فکر کرده است صدا و سیما خونه خاله جونش هست و با حرکات ها و مکالمه های بسیار زننده با مهمان خودش واقعا آدم را به فکر فرو می برد.

مجری آقا با بی ادبی هرچه تمام تر شوخی‌های مبتذل با بانوان مهمان می کند و خودش هم که عمق فاجعه را فهمیده در هر برنامه با چند خط سخنرانی وزین بیان می دارد که شوخی بود و جدی نگیرید.

اما آنچه که مرا بیشتر وا داشت تا این مطلب را بنویسم شبکه کودکان هست، شبکه ای که به اسم برای کودکان هست اما در عمل برای بزرگسالان تهیه شده.

پدر و مادر ها با خیال راحت نشسته اند و خوشحال از این که کودکشان دارد در فضای کودکی، کودکیش را می کند ، ولی افسوس که کودک دارد محتوایی به خوردش داده می شود که به هیچ عنوان برای او نیست.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نمی دانم کی قرار است یک بازنگری به محتوای برنامه‌هایش داشته باشد.اما این بازنگری مطمئنن دردی را هم دوا نخواهد کرد.

چرا که اکثرا کارکنانی غیر تخصصی هستند و ناتوان از درک کلیت رسانه و مخاطب.

موافقین ۰ مخالفین ۰

مادر سنتی

بسم الله الرحمن الرحیم.

ساعت دوازده شب بود که خواهر کوچکترم تب کرده بود ، مادرم که طاقت تب کردن و حال ناخوشاینده خواهرم را نداشت رفت از یخچال تب بر را آورد که به خواهرم بدهد.اما خواهر کوچکترم به هیچ صراطی مستقیم نبود و نمی گذاشت مادرم تب بر را به او بدهد، حدود چهل دقیقه مادرم با او کلنجار رفت و قربان صدقه او می رفت تا که راضی شود از تب بر به او بدهد.

من که در آن موقعه شب از خواب نازنینم پریده بودم با خودم می گفتم مادر بودن چقدر سخت و جانکاه هست.

آنقدر درگیریی مادر و خواهرم خسته کننده بود که حسابی از کوره در رفته بودم .با خودم می گفتم به زور بهش بده خوب چه کاریی این همه ناز کشیدن و کلنجار رفتن.

آری یک مادر سنتی این گونه است ولی آیا یک مادر مدرن به راستی اینگونه هست و یا اصلا می تواند اینگونه باشد.

ولی با خودم هرجور حساب می کنم ، باز هم نمی توانم به حساب کتاب عقل این همه ایثار مادر را درک کنم.البته مادران چه سنتی و چه مدرنش در هر صورت خارقالعاده هستند.اما مادر سنتی ، جنس مادر بودنش فرق می کند.

هرچقدر با خودم فکر کردم دلم نیومد این ماجرا رو ننویسم.

به هر حال سعی می کنم در هر شرایط نگاه ایدئولوژیک خودم رو هم تو ماجرا داشته باشم.

یک نکته اساسی هم اینکه مادران جدید و مدرن خیلی چیزه زیادی از بچه داری نمی دونند ، مگر اندکی از آنها. این یک چالش بزرگ برای کودکان بخت برگشته نسل مدرن هست.

اصلا ختم کلام از قدیم گفتن دود از کنده بلند میشه.

خدا رو شکر که خدا موجوداتی مثل مادر رو خلق کرد.

این متن و که نوشتم ، خواهرم به خواب نازنینش رفت و من موندم و غلط زدن تو رخت خواب و شب زنده داری.

موافقین ۰ مخالفین ۰

غربزدگی

مادربزرگم سرم دائم قور می زنه می گه روله جان ، تو که اهل گوشی نبودی پس چرا مثل عموهات همش سرت تو گوشیه، نور چشمات و از دست میدی...

بچه های دانشگاه می گویند وحید تو بالاخره تلگرام ریختی.

اطرافیانم به وجد اومدن که من تو فیسبوک ، تویتر ، اینستاگرام و از جمله تلگرام عضو شدم و یه جورایی می گن تو هم غربزده شدی رفت.

با خودم فکر می کنم و می گم نکنه راستی راستی منم غربزده بشم.

آخه آماره تلگرامم بد جور زده بالا.

ولی نه ، هاشا و کلا، من بیدی نیستم که با این بادا بلرزم...اما نه صبر کن انگار این باده خیلی شدید بود و منم خیلی نحیف.

دکتر دهکردی عزیز من و غربزده کردی استاد.آخه چه هیزم تری فروخته بودم بهتون.

جدیدا تو پی پیدا کردن یه عکس پروفایل خفن برا تلگرامم شدم.بعععله منم غربزده شدم.

اما نه دست نگه دار... من هنوزم که هنوزمه فوت و فنایی برا فرار از ضربه فنی شدن دارم.

اونم اینکه خیلی سری وای فا رو از برق بکشمو ، ترک اجباری اینترنت و شروع کنم با استفاده از فن رفتن پیش رفقای باحال.

البته بگما من اراده کنم تلگرامو ترک می کنم.

به دلیل اینکه من ، منم.

موافقین ۰ مخالفین ۰

و اینک تکنولوژی

بسم الله الرحمن الرحیم.

استاد دهکردی عزیز که بنده ارادت ویژه ای به ایشان دارم از ما خواست که از نکات حائز اهمیت تکنولوژی و ابزارهای تکنولوژی در زندگی امروز انسان و این که چه نکات مثبتی به همراه خود داشته فکر کرده و راجبش در کلاس گفتگو کنیم.

اصولا من آدم کلی بینی هستم و به جزئیات خیلی بهایی نمی دم و یک پدیده رو در سطح کلان می بینم.

خوب از نظر من نکات منفی این تکنولوژی ها نسبت به نکات مثبت بسیار بیشتر و ملموس تر است.

این تکنولوژی ها فاصله ای بین انسان ها انداخته اند که به هیچ عنوان قابل پر شدن نیست.

ارمغان این تکنولوژی ها ، مرگ، افسردگی، انزوا، ازهم گسیختگی خانواده، فرد گرایی، ظلم، جنگ، غارت و...

مثال می زنم از مادر تکنولوژی ها یعنی برق ، بعد از اونکه جناب ادیسون برق را کشف کرد  خیلی ها می گفتند و هنوز هم می گویند معجزه ای به وقوع پیوست و انسان به گوهری دست یافت که با استفاده از آن می تواند به بالاترین لذت ها و آرزوهایش برسد.

انسان ظاهر بین تنها چیزی که می دید نکات به ظاهر مثبت بود ولی نکات منفی را هیچ توجهی بهش نمی کرد.

خوب نکات منفی چه چیزی بود، می گویم. اولین حادثه برق دامن خود ادیسون را گرفت و این شروعی بر تلفات این معجزه به ظاهر رویایی بود.

برق بعد از کشفش ، کلید صنعت ماشین را روشن کرد ، و بعد از آن بود که جهان از خاک و سبزه و گل خالی شد و جایش شد آهن و فولاد.

محیط زیست اولین قربانی کشف برق بود.

سالانه تعداد بسیاری به دلیل برق برگرفتی کشته یا مجروح می شوند،

گرم شدن کره زمین یکی از مسببان اصلیش برق است.

کشته های بسیار فراوانی که محصولات برقی به همراه خود آورد، بمب ، ماشین ، پراید و...

برق از اصلی ترین متهمان شروع مدرنیته است.

برق اگر روشن کرد نقطه ای را باعثه تاریک شدن بسیاری از نقاط دیگر شد.

شاید ماجرا را تا به حال از این زاویه نگاه نکرده بودید.

اما حقیقت اینست پتانسیل کجکارکرد برق بسیار بیشتر از نکات مثبتش هست.

کلید تمام کشته های رانندگی که اصلی ترین عامل مرگ و میر است برق است.

آری تکنولوژی ها هرچه افزوده تر می شوند خطر مرگ برای انسان بیشتر می شود.

می توانم تمام ابزارهای تکنولوژی را یک به یک نام برده و ثابت کنم که نکات منفی آنها بیشتر از نکات مثبت آنهاست.

 


موافقین ۰ مخالفین ۰

در بند اسارت

بسم الله الرحمن الرحیم.

امروز باید برای شخصی ترین امور زندگی خود به دولت حساب پس بدهی.

در تمام شئونات زندگی ما دولت حضور دارد و سرکشی می کند، ما به نوعی مانند یک کودک ناتوان هستیم که دولت وظیفه مراقبت از ما را دارد.بهانه های این همه سر کشی را اقتضای نظم نوین و پیچیده جهان نام می برند.

این همه اعمال قدرت دولت بر انسان اشتباه و زور گویی است، البته نه بر این اعتقادم که دولت را از زندگی باید حذف کرد و نه بر این نظرم که آزادی را تنها می توان در بی دولتی تجربه کرد.

اما چرا دولت به این شکل درامده است و چرا چنین قدرت گرفته است را باید در مدرنیته جستجو کرد، عصر مدرن با خود فرمی را به همراه آورد که ناگزیر محتوا تحت تاثیر این فرم به این شکل درامده که می بینیم.

البته ما خودمان نیز به نوعی این وضع را به خودمان قبولانده ایم و گویا این وضع امری عادی و طبیعی است.

جبرگرایی تکنولوژی اگر اغراق نباشد در سطح کل بدون استثنا همه را تحت سیطره خود دراورده.

این که چه چیزی عادیست و چه چه چیزی غیر عادی، شاید امروز برای خیلی ها مفهوم نباشد ، اما آنچه که برهمگان آشکار است ، تبدیل شدن انسان به ماشینیست که باید مانند سایر ماشین ها از یک قاعده خاص پیروی کند و این چیزی هست که برای من یکی به هیچ عنوان قابل هضم نیست.

مفهوم آزادی از دو بعد فیزیکی و معنوی در عصر امروز به هیچ عنوان قابل بیان نیست.ما وقتی به دنیا می آییم باید حتما جناب دولت را ملاقات کنیم و کسب اجازه از آنها برای به دنیا آمدن کنیم تا برای سر کشیدن ریق رحمت که آنهم باید جناب دولت را ملاقات کنیم.

عصر امروز را باید عصر محدودیت نام گذاشت نه عصر آزادی.ادعا آن است که سرعت تحولات بالا رفته و باید خود را با این شرایط وفق بدهیم.اما سوال من این است که آیا به واقع ما هم توانایی این را داریم که به مانند این عصر شتابان خود را شتابان به این همه شتابزدگی برسانیم.

در عصر امروز تا می خواهی خود را با شرایط وفق دهی ، تعقیرات جدید رخ می دهد و همواره باید دوید تا بتوانی با وضعیتی که به هیچ عنوان مورد قبول شما نیست خود را تطبیق دهی.

بر این اندیشه نیستم که باید به عصر سلف بازگشت ، چرا که این کار عملا غیر ممکن است ،  داعش هم که شعارش را می دهد خودش دچار غربزدگی شده و  بنیان خود جناب داعش با ساختار مدرن تنیده شده و شعار بازگشت آنها به سلف صالح دچار تناقض درونی هست.

به هر حال ماجرا از این قرار است که شاعر می فرماید

زنجیری بر گردنم افکنده مدرنیته ، می کشاند هر طرف را که حتی مخالف اوست.

موافقین ۰ مخالفین ۰

نسل تبلت

به دختر پنج ساله آشنایمان نگاه می کنم که با گوشی مدل بالای پدرش ور می رود.

پدر و مادرش مانند خیلی از پدر و مادرهای دیگر خوشحال که چنین فرزند باهوش و کنجکاوی دارند، و همچنین فرزندی بسیار آرام و جنتلمن.

نزدیک کودک که می شوم مشاهده می کنم گوشی را از صفر تا صد بلد است و گویی یک فرد بزرگسال است که دارد با گوشی کار می کند.

تشویق های پدر و مادرش هم بیشتر می شود که عجب کودک فوقالعاده ای دارند.

برایم واقعا عجیب است که پدر و مادرها ترجیح می دهند به جای وقت گذاشتن برای فرزند خود و به جایی همراهی کردن او، تمام تلاش خود را معطوف به این کنند که چطور کودک را از سر خود وا کنند.

اینکه یک کودک مدت های زیادی را با گوشی خود  ور برود و از او صدایی در نیاید نشان دهنده این نیست که به به چه کودک با وقار و سر به راهی داریم، بلکه این نشان دهنده یک کودک ناتوان و ضعیف است که قطعا در ادامه زندگی به مشکل بر خواهد خورد.

کودکی که باید وقت خود را با بازی کنار  همسالان خود طی کند و دائم در حال جنب و جوش باشد امروزه متاسفانه زمینگیر شده است و قطعا این ثمره تکنولوژیهای مدرن از قبیل تبلت و گوشی های هوشمند است.

کودک امروزی دغدغه اش دیگر این نیست که چطور مسابقه فوتبال فردا را ببرد بلکه دغدغه اش این است که چطور کلش اف کلنز را در گوشی مادر خود نصب کند و با آن بازی کند.

اینها که گفتم زمانی خیلی فاجعه انگیزتر می شود که در دسترس یک کودک شش تا هفت ساله اینترنت را قرار می دهیم که به نظر من این بیشتر شبیه خیانت است تا دادن خدمات به کودک.

نسل ها هر روز ضعیف تر، لوس تر، پر ادعا تر ، تنبل تر و زیاد خواه تر می شود و دنیا روز به روز بی رحم تر و این می تواند تبدیل به یکی از چالش های اساسی نسل بچه های تبلت به دست و وای فای دار باشد.

کودک امروز بر خلاف آنچه که تصور می شود باهوش تر از کودکان دیروز نیست، بلکه دانسته های آنان کمی اضافه تر شده است ، البته دانسته هایی که دانستن آنها در برخی موارد غیر ضروری و در برخی موارد اشتباه.

من خودم افتخار می کنم به اینکه در دورانی بودم که می توانستم با خاک بازی کنم ، گل کوچیک بازی کنم و شیشه همسایه‌ها رو بشکنم و فرار کنم،  حداقل این فرار کردنها موجب می شد که در سختی های زندگی و جاهای دشوار به جای توقف کردن و درجا زدن ، با مشکلات مثل همان ماجرای شیشه و توپ برخورد کنم و هرجا احساس خطر کردم سریعا ازآنجا فرار کنم. بله این است امتیاز نسل ما نسبت به نسل تبلت بازان

موافقین ۰ مخالفین ۰

اینترنت برای سرگرمی یا دانستن.

اینترنت را معجزه‌ای می دانند برای دانستنه هر آنچه را که بشر نمی توانست بیاموزد. بشر در گذشته برای پی بردن به دانش یا حقیقتی گاه لازم بود که سفرهای طولانی و دراز مدتی را انجام دهد با هزینه بسیار و دشواری های فراوان که آن هم معلوم نبود می تواند بدان دست یابد یا نه.

اما امروز اینترنت این معجزه دست بشر، این امکان را فراهم کرده است تنها با یک کلیک هر آنچه را که از دانش و علم نیاز داریم به دست آوریم با کمترین هزینه و کم ترین زمان ممکن.

این متن بسیار مشهور را که در بالا خواندید می توان تقریبا در تمام معرفی نامه های اینترنت مشاهده کرد، اما آیا داستان به همین سادگی هست که در متن بالا آمده، قطعا چنین نیست.

در نگاه اول می توان این ادعا را مطرح کرد که اینترنت سطح دانش بشر را بالا برده است و بشر را از جهل به در آورده است ، دوستداران علم را سیراب و جاهلان را توانمند

ولی می گویم نه چنین نیست و این نگاه،نگاهی بسیار ساده لوحانه و سطحی است.امروز دیگر کسی برای کشف حقیقتی و یا دانستنه نکته ای کار میدانی را انتخاب نمی کند.پشت میزش می نشیند کلیکی می کند و آنچه را که مشاهده می کند را می پذیرد و دیگر خود را وادار به جستجوهای کتاب خانه ای و میدانی نمی کند.

اینترنت انسان را از تحرک وا داشته است ، از دنبال کردن ، از پویش کردن و این یعنی رکود علم و سطحی شدن دانسته ها.

به واقع امروزه کدام محقق و جستجو گری برای جواب سوال هایش خود را به کارهای میدانی، خواندن کتاب های مرجع ، جستجو در سندهای قدیمی ، پرسش از استادان اهل فن وادار می کند.

نه اینترنت او را بسست.گوگل اورا کفایت می کند .

از دانشجویان که سخنی نمی آورم که اوضاع آنقدر وخیم هست که کپی برداری ها سر به فلک کشیده در تمام مقاطع.پایان نامه ها را مقاله های علمی در کتابهایمان ، همه و همه افتضاح تر از هم.

اطلاعات و دادها بسیار ولی سطح آن زیر صفر 

کتاب خانه خالی و سایت ها انبوه از جمعیت، از همه فاجعه تر استادانی که اینترنت را مرجعیت اعلم دانستن می دانند.

اینترنت به ما همه چیز داده است ولی در واقع محتوایی در آن نیست.هرکس که توانسته در اینترنت قلمی زده و محتوای فکری خودش را با هر سطح و محتوایی وارد آن کرده.

تورم این همه سطح از اطلاعات نتنها بر دانش ما نمی افزاید بلکه ما را به مرحله ای می رساند که دیگر توان تمیز صحیح و غلط را نداریم و دچار اطلاعات زدگی می کند .

امروز کسی که بیمار می شود به پزشک مراجعه نمی کند بلکه اینترنت او را کفابت می کند ، همین مثال را بسط بدهید به تمام زمینه ها.

پس اینترنت را مرجعیت اعلم دانستن به حساب نیاورید.

اینترنت را مجالی برای سرگرمی و گاه دانستنه دانستنی هایی که خیلی مهم نیست به حساب آورید.

موافقین ۰ مخالفین ۰

مدرنیته و مدنیت

تا قبل از انقلاب صنعتی همه چی آروم بود،آروم بود به این معنی که اوضاع قابل تحمل بود. آدما، درختا، حیوونا همه داشتند خوش و خرم کنار هم زندگیشون رو می کردن

شیره دنبال آهو بود و آهو فرار می کرد و کلی با هم می خندیدن.گاهی شیره شکار می کردو گاهی آهو به یال شیر می خندید

درختا داشتن حموم آفتابشون رو می گرفتن و علاوه بر تولید اگسیژن هر روز برا حیوونا جنگل مهمونی می گرفتن و میوه های خوشمزه مهیا می کردند

این وسط بعضی مواقع تو طیبعت اختلافاتی پیش می اومد که مثلا صاعقه با درختا  دعواش می افتاد یا آتشفشان ها گاهی دردای دلشون رو وا می کردن و باعث بی نظمی هایی می شدن.

اما هیچ چیز مزاحم هیچ چیزه دیگه ای نبود یعنی اختلافات اونقدر بالا نمی رفت که کار به جاهای باریک بکشه.یعنی گوشت همو می خوردن ولی استخون همو دور نمی نداختن.

 تا اینکه بلای اعظم نازل شد و این موجود اضافی این پدیده دوپا وارد کارزار شد. 

اولش همه فکر میکردن این موجود قراره به دلیل اینکه شعور داره یه زندگی رویایی رو براشون رقم بزنه و به عنوان رئیس با مدیریت خوبه خودش ارتقا بده سطح رفاه همه رو ، اما خیلی زود فهمیدن که این موجود نتنها  برای این کارا نیومده  بلکه بر عکس ارمغان آوره بدبختی و  فلاکت براشون هست .

با گذشت زمان خیلی دل درختا و حیونات از دست این موجود دو پا گرفته شده بود ولی خوب قابل تحمل بود. یعنی بعضی مواقع کارایی می کرد که ظلمهای بیش از اندازشون از یاد حیوونا و درختا می رفت...تا اینکه اون اتفاقی که نباید می  افتاد، افتاد

موجود دوپا فکر سود بیشتر افتاد و کلید انقلاب صنعتی رو زد.

اوضاع روز به روز بدتر می شد و اعتراض درختا و حیوونا روز به روز بیشتر، کار به جایی رسیده بود که سنگام صداشون در اومد ،  از بهره برداری بیش از حد از اونا برا زغال سنگ خسته شده بودند ولی خوب این موجود دو پا گوشش بدهکار نبود که نبود .

دیگه شیر آهو رو با حرص دنبال می کردو آهو هم خسته از دویدن های بسیارش، درختا دیگه آفتابو دوست نداشتن چن گرمای کره زمین رو هر روز باید باهاش دستو پنجه نرم می کردن.

همه چیز خورده بود به هم این موجود دوپا بذر نابودی رو کاشته بود و هر روز با دقت بیشتری به این بذر رسیدکی می کرد.تا قبل از انقلاب صنعتی انسان عمد آسیب‌هاش به طبیعت و حیوونا بود اما بعد از انقلاب صنعتی ورق بر گشت و اعمال انسان ها خوده اونارم تحت شعاع قرار داد و تازه فهمیده بودن چه کلاه گشادی سرشون رفته ، ولی خوب چه می شد کرد این قطار ترمز بریده و کنترلش از دست اونا دراومده...

جهان داره نابود میشه اینو اهالی محیط زیست هر روز داد می زنند، یعنی اوضاع اونقد خراب هست که فکر پیدا کردن یه کره دیگه برا زندگی افتادن.

قراره به مریخ سال دو هزارو بیست و چهار آدم بفرستین ، البته زرشک ...

دوست ندارم به این زودی نسلمون منقرض بشه ولی مثل اینکه روند جوری شده که باید شاهده منقرض شدن خودمون به زودی زود باشیم

مشکل گرمای زمین ، کمبود آب ، رشد فزاینده جمعیت، ازبین رفتن محیط زیست و .... اینا همه محصول مدنیت انسانه ، مدرنیته رهایی بخش هدیه ش اینه .

چند میلیون سال دورهمی رو ببین این موجود دوپا چطور داره به هم می‌ریزه

یاداوری می کنم که بنا بر کارشناسی های انجام شده زمین تا سال دو هزارو سی جنگ اصلیش سر آب خواهد بود ، خدا به خیر کنه با بمبای اتم و بمبهای فوق پیش رفته مدرن. خاصیت ای بمبا اینکه خیلی درد نداره، یه کلیک و خداحافظ.

شاید انسان به این نتیجه برسه که باید همونطور که انقلاب کرد و مدرنیته و عصر صنعتی رو رقم زد برای فرار از نابودی دوباره انقلاب کنند.اینبار برای از بین بردن مدرنیته.

موافقین ۰ مخالفین ۰

تفکیکیان

شاید چند ساله دیگه کسایی که از وسایل ارتباط جمعی و تکنولوژیهای ارتباطی استفاده نمی کنند بشن نماد روشن فکری و مدنیت و استفاده کنندها بشن متحجر،  خدا رو چه دیدی.

اما در حال حاضر کسایی که از تکنولوژی ها فاصله گرفته اند یا فاصله دارند رو آدمهایی دور از تمدن ، متحجر و دگم به حساب می آریم، من برام واقعا سوال شده چرا کسایی که با تکنولوژی های ارتباطی بیگانه هستند رو با دید حقیرانه، نازل و  دور از تمدن می بینیم، واقعا چرا ؟ شاید افراد بزرگ و معروفی که با تکنولوژی بیگانه باشند رو کم و بیش بشناسیم، سوال من اینجاست چرا در مواجه با اونا ما اونا رو متمدن ، عاقل یا خاص می دونیم ولی آدمای عادی و کمتر شناخت شده رو که تکنولوژی رو از زندگیشون حذف کردند متحجر و دگم قلمداد می کنیم ها جواب بدید چرا واقعا.

برادران مکتب انتقادی تا میگن تکنولوژی اله و فلانه سریع قانع میشید اما برادران مکتب تفکیک میگن تکنولوژی فلان، میشن متحجر.

تکنولوژی و مخصوصا شبکه های اجتماعی قطعا نکات مثبتی دارند و نکات منفی، اما اون چیز که اصلا دیده نمیشه اینکه نقاط منفی تکنولوژی برا خیلیا اصلا منفی نیست، بدتر از اون اینکه ما فکر می کنیم بی تکنولوژی هرگز ...

شمایی که انگ متحجر و واپس مانده می زنی به کسی که تلگرام نداره، نگاه به گردنت کن که آرتروز تلگرامی گرفتی شدی مثل غاز.

لطفا قبل از هر گونه قضاوت راجبه این گونه افراد دلایل اونا را خوب بشنوید خوب راجبش فکر کنید بعد اگه موافقم نبودید با احترام جواباشون رو قبول نکنید ، احتیاج به توهین و تمسخر واقعا نیست.

در آخر باید بگم زندگی در  کره شمالی هم بد نیست اگه اون شعر جناب سپهری که فرمود: چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید رو  سرلوحه خودمون قرار بدیم.

ولی یقین دارم روزی می رسه که من میشم روشن فکر و روسیاهیش برا مسخره کنندگان می مونه پس به امید اون روز.

موافقین ۱ مخالفین ۰

من و اینترنت

صبح که از خواب بیدار می شوم گوشی ام را چک می کنم و وقتی شب هم می خواهم بخوابم باز گوشی ام را چک می کنم ، قبل از خوردن وعدهای غذایی بعد از وعدهای غذایی، بعد از پیام های بازرگانی تلویزیون بعد از....

و من همیشه در حال چک کردن گوشی خود هستم، از آن روزی که استاد دهکردی وادارمان کرد که در شبکه های اجتماعی عضو شویم.

من که تا قبل از آن خلاف سنگین رسانه ای و ارتباطی ام جیمیل بود حالا روبرو شده ام با شبکه هایی که برای من یکی حکم تونل وحشت را دارند.

جذابیت ها وزرق و برق های این شبکه های اجتماعی آدم را وادار می کند که در آنها بیشتر بماند و بیشتر فعالیت کند.

خواهش دارم نگویید که آدم عاقل است و نحوه استفاده شبکه های اجتماعی را می تواند کنترل کند، چرا که بر مبنای جبرگرایی رسانه ای و ضعیف بودن دانسته های انسان در برابر این دنیای لم یزرع، قطعا خیلی نمی توان بر این اصل که انسان عقل دارد و تکنولوژیهای بزرگ رو می تواند زیر سیطره خود در بیاورد تکیه کرد.

دلیل دارم ، دلیلش هم مشاهده مستقیم خودم هست که می بینم سرهای اطرافیانم همیشه در گوشی است مگر آن که خلافش ثابت شود.

این حرفا رو زدم که گفته باشم اینترنت این بلای عظیم این آمریکای انسان خوار این مصیبت وارده بسی قدرتمند و زورگو و متکبر است.

یادم باشد بعد از این ترم یک دوره ترک اجباری در کمپ های ترک اینترنت و منجمله تلگرام برم.

موافقین ۰ مخالفین ۰