۱۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

انسان مدرن


من نمی خام بگم عصر سنت ، دنیا گلستون بود ، همه چی سر جاش بود و مدینه فاضله اصلا خود عصر سنت بود ، نه قطعا در عصر سنت ، ضعف ها و پلشتی های زیادی وجود داشت و من به هیچ عنوان منکر این موضوع نیستم.اما می خام بگم عصر مدرنیته و عصر سنت از نظر مفهوم کج کارکردی و شر به هیچ عنوان قابل مقایسه با هم نیستن.

عصر مدرنیته ، به صورت وحشتناکی ناهنجاری و شر توش رو به گسترش رفت، و دلیل این اتفاق چی بود رو میگم.

انسان عصر سنت ، خودش رو محور همه چیز قرار نمی داد و این توهم رو نداشت که می تونه یه تنه اختیار جهان رو به دست بگیره و برای جهان اطرافش تصمیم گیری کنه ، در مسیری که طی می کرد این انسان خودش رو بخشی از طبیعت می دونست که دارن هر دو رو هم تاثیر می زارن.

اما انسان عصر مدرن ، به خود محوری و خودرأیی رسید ، یعنی انسانی شد که فکر می کرد بی‌نیاز از هر دین و معنویت و آیین آسمانی و امور قدسی هس، انسانی که زندگی و هدف خود را معطوف به این کرد که دنیا رو اونطور که دوست داره برای خودش تفسیر کنه و بعد تعقیر بده. تفکر اومانیستی که به شدت انسان رو برجسته می کرد و دیگران رو نادیده می گرفت ، حال این دیگران می خاستن خدا یا حیوانات یا محیط زیست و... باشه.

این انسان مدرن در این توهم بود که با نیروی خرد می تونه همه چیز رو بدون هیچ مشکلی تحت سلطه خودش در بیاره، انسان مدرن خودش رو برای تنظیم امور جهان کافی می دونست و این همون نقطه اصلی انحراف انسان مدرن بود.

یعنی انسان مدرن نمی دونست که قاعده بازی خیلی پیچیده تر از این حرفاست که اون فکر می کرد.

انسان مدرن متوجه این نبود که در داخل یک مجموعه ای قرار داره که خیلی چیزهای این مجموعه براش نامفهوم و پیچیدست.

تک روی انسان مدرن منجر به این شد که از خدا ببره و  به موجودی مثل خودش رو بیاورد. خدای انسان مدرن شد خود انسان دیگر ، انسانی که از او قوی تر و پیشرفته تر هست.

انسان مدرن سعی کرد که به خاطر کارهایی که به عواقب آن فکر نکرده بود و انجام داده بود تقاص پس دهد.

یعنی وقتی برج سازی می کرد و محیط زیست را تخریب می کرد ، خبر نداشت که روزی باید برای این سود اندک ، زیانی بسیار بیشتر را متحمل بشه.

الان هم زخم کارهای خودسرانه انسان تبدیل به یک قده چرکی شده که دیگر روند بهبود روش میسر واقع نمیشه ، فقط میشه تسکینش داد موقتی.

حکایت انسان خودمحور و خود بنیاد ، می شود ماجرای امروز ما که برای برقرای نظم ، نظم یک جای دیگر را به هم می زنیم.

حکایت دکتر و مریض هس که می خاد چشه مریض و خوب کنه گوشش و می بره ، گوشش و خوب کنه چششو در میاره.

موافقین ۰ مخالفین ۰

حق طلاق برای مرد

چرا حق طلاق با مرد هست.

خوب همونطور که می دونید در دین اسلام حق طلاق رو به مرد دادن، «دادن منظور اینکه اسلام داده» و این وسط خیلی حرف و حدیث به وجود اومده.

من می خام با دفاع از این حق ، مقداری هم تبیین کنم ماجرا رو.

تذکر اول، من دارم براساس و چارچوب اسلام حرف می زنم ، بنابراین تنها و تنها در این قالب باید موضوع مرتبط با بحث رو دید.

تذکر دوم، بالاخره هر تفکری و هر قلمی اشتباهاتی یا سو گیری هایی در خود داره و ادعا نمی کنم که همه حرفام درسته، امام معصوم که نیستم.

تذکر سوم، این بحث‌ها برای کسایی که از اساس با دین و احکام اسلام مشکل دارن ، بی فایدست، این مبحث برای کسایی هس که دلایل رو نمی دونن یا هنوز خوب قانع نشدن.

اما برم سراغ اصل مطلب.

ببینید تو چارچوب اسلام ، این مرده که باید کفش آهنی بپوشه و با کلی مکافات بره به خواستگاری یک خانم ، بعد از اینکه خانواده محترم خانم رضایت دادن به ورود مرد برای خواستگاری ، خانواده دختر با کلی دنگ و فنگ و برگزاری جلسات مختلف ، اجازه ازدواج به این مرد رو می دن.

تازه این قسمت خوش بینانه ماجراست ، یعنی بعضا میشه که طرف سرگردون تو رفت و آمده و آخرشم جواب رد می شنوه.

خوب خانواده رضایت می دن ، خانم هم رضایت می دن و حالا جور هندوستان شروع میشه.یعنی در اسلام تمام وظایف و مخارج ازدواج به عهده مرده.

مرد باید به مهریه بعضا جانکاه تن بده ، جهیزیه رو تماما متقبل بشه، خرج عروسی و مخلفات عروسی هم که به کنار.

و مرد با هزار بدبختی خانم رو به خونه بخت می بره که کلی برای جور کردنه این خونه بخت بدبختی کشیده.

حالا در چارچوب اسلام، زن تو خونه میشینه و هیچ وظیفه و مسئولیتی نداره، نه کار منزل ، نه وظیفه پخت و پز و نه هیچ وظیفه ای.

حتی می تونه از مرد برای کار منزل و کارای خودش مستخدم بگیره.

زن نفقه میگیره و حتی برای شیر دادنه بچه هم می تونه در چارچوب اسلام تقاضای پول کنه.

تکرار می کنم در چارچوب اسلام همه اینا وظیفه مرده.

حالا اینکه ما بیایم حق طلاقم به زن بدیم دیگه ، مرد رو تحقیر کردیم.

از طرفی دیگه زن یک موجود به شدت احساسی هس و سر کوچک ترین مسائل می تونه تصمیمات احساسی غیر قابل پیش بینی بگیره.

خلاصه اینکه مرد به دلایل بالا و به دلیل اینکه برای به دست آوردن خانم و این زندگی سختی های زیادی کشیده ، قدر زندگی رو بیشتر می دونه و در مشکلات منطقی تر تصمیم می گیره.

البته در موارد ضروری اسلام برای زن حق طلاق رو محفوظ داشته.

بنابراین حق طلاق برای مرد رو به رسمیت بشناسید.


موافقین ۰ مخالفین ۰

چپ بودن یا راست بودن، مسئله این است

اینکه چپ بودن بهتره یا راست بودن مسئله ای هس که باید روش کلی بحث بشه ، اما من دیدگاه خودم رو می گم ، تا ببینیم چی از توش در می یاد.

مارکسیسم و اندیشه های سوسیالیستی در مقابل لیبرالیسم و سرمایه داری.

من خودم اعتقاد دارم اسلام از هر دو نحله توش هست ، اما در نظر با اندیشه های چپی و در عمل با اندیشه های راستی مطابقت می کنه.

اسلام به برابری و رفاه اجتماعی ، مستضعفین و طبقه پایین نگاه ویژه ای داره ، اما از طرفی دیگه با پیشرفت و کسب سود موافق هس ، یعنی به خودش اجازه نمیده برای بخش خصوصی تعیین و تکلیف کنه ، مگر در مواردی محدود و ضروری.

اسلام بیشتر به جمع اهمیت میده و محور جامعه و مدنیت رو حمایت می کنه.

ولی به فرد و فردگرایی هم کاملا احترام می زاره. اسلام در نگاه کلی یک نو لیبرالیسم معتدل به حساب می یاد.

در نگاه و اندیشه چپ ، برای مردم تعیین و تکلیف میشه ، حق آزادی درش محدود میشه و بیشتر نگاهش مالک معابانه هست.

اما در اندیشه راست ، تعیین و تکلیف به اون شدت که در اندیشه چپ هست وجود نداره ، حق آزادی خیلی مهم و قابل اهمیت هس و به مردم و فرد بهای بیشتری داده میشه.

اسلام تعیین و تکلیف رو برای مردم به شدت چپ قبول نداره ، آزادی رو بیشتر از چپ می پسنده و مردم و فرد دارای قدرت مانور بیشتری دارن.

اندیشه چپ ، در نظر و تئوری بسیار ذهنی گرا هس ، اما راستی ها واقع گرا هستن ، و اسلام هم واقع گرایی رو به شدت تاکید می کنه.

چپی ها به محیط زیست بهای بیشتری میدن ، ولی راستی ها نه ، اسلام با چپی ها موافق تره.

توجه به توده مردم در چپی ها و اسلام بسیار قابل توجه تر از راستی هاست.

اسلام سرمایه داری رو گرچه نقد می کنه ولی رد یا مخالفت نمی کنه .

اما نتیجه گیری من.

من اعتقاد دارم اسلام به راستی ها نزدیک تر هست و چپی ها رو خیلی تائید نمی کنه.

گرچه به عدالت اجتماعی و طبقه کارگر و ضعیفان تمایل بیشتری داره ، اما زور و اجبار و مانعی در برابر سرمایه داری نمی گذاره.

جناب آقای حسن عباسی عزیز ، لیبرال ، لیبرال اینقد می کنی ، باید بدونی که خود اسلام تا حد زیادی اندیشه های لیبرالی رو تایید می کنه.

من اسلام گرا هستم.

اما نکته آخر.

امام علی فرمود ، کاخی ساخته نمیشه ، مگه اینکه کوخی خراب بشه.یعنی جوامع اسلامی اگه به سمت سرمایه داری بره ، طبقه ضعیف به شدت آسیب می بینه ، گرچه سدی برای سرمایه داری نیست اندیشه امام علی ولی در مقام نقد کاملا مخالف سرمایه داری و انباشت ثروت هست.

من اسلام گرا هستم.

موافقین ۱ مخالفین ۰

برق، نماد مدرنیته

بسم الله الرحمن الرحیم.

من خودم اصلی ترین مظاهر مدرنیته رو «برق» می دونم .یعنی اعتقاد دارم برق دست راست مدرنیتست، سخنگوی مدرنیتست و خلاصه اینکه علت رشد مدرنیتست.

می خام تو این پست برق رو ارزیابی کنم و بگم که آیا برق واقعا نعمت هست یا نه بلا.

تذکر اول: کلیشه هایی رو که عمریی برای خودتون اصل قرار دادید ، باید به چالش بکشید.

نکته دوم: قبل از هر گونه قضاوت خوب مطلب رو بخونید.

نکته آخر: آمارها رو خوب بررسی کنید.

خوب برم سراغ اصل مطلب.

با این سوال شروع می کنم که آیا قبل از برق آیا زندگی سخت ، جهنمی و کسالت آور بوده و بعد از برق ورق برگشته?.

زندگی در دوران ماقبل برق ، یک رونده تدریجی و آرام و آهسته ای را سپری می کرد ، یعنی زمان و مکان قدرت تاثیر گذاری زیادی بر روی انسان نداشت ، انسان محور بود و تاثیر گذار . این حرفم به این معناست که مکان در زمان تنیده نشده بود.رجوع کنید به نطریه درهم تنیدگی زمان و مکان.

اما در دوران بعد برق ، زندگی سریع شد ، حرکت شتاب گرفت، آرامش و ثبات جای خود را به درگیری و تصادم داد.یعنی زمان و مکان اهمیتش از انسان بیشتر شد. انسان مجبور شد که حصارهایی را برای خود بپذیرد، انسان مجبور شد که بیش از انکه برای خود اهمیت قائل باشد برای زمان اهمیت قائل شود.مکان اهمیتش از انسان بیشتر شد و برای انسان در الویت قرار گرفت.

در عصر برق ، دویدن ها شروع شد ، تحولات رو به گستردگی رفت و زندگی فانتزی جایگزین زندگی منطقی شد.

شاید راحتی در نگاه اول در عصر برق بیشتر شده باشد ، رفاه و ...

اما با نگاهی دقیق متوجه میشیم که رفاه و راحتی را انحصاری کرد و محدود به طیف حداقلی که می توانستند با استفاده از قدرت ، جایگاه خود را تثبیت و گسترده تر و طیف حداکثری در تنگنای بیشتر.

برق ، خود تبدیل به مادر خیلی از کالاهایی شد که بدون برق توان ظهور را نداشتن.

کالاهایی که از برق یا به پشتوانه برق تولید می شدن بسیار زیاد بودن.

کالاهایی که در یک برآورد منطقی و بی طرفانه متوجه خواهیم شد که سودشان اندک برای قشری اندک و زیانشان بسیار برای طیفی بسیار.

ماشین اصلی ترین عامل مرگ و میر ، دود آنها اصلی ترین عامل سکته های قلبی و بیماری های تنفسی ، روند تخریب محیط زیست که در عصر برق چند هزار برابر شد و هزاران هزار مثال دیگر.

نکات مثبت برق چیست واقعا..روشن کردنه بیشتر خانه ها، خوب تا قبل از آنهم نور بود ، نور وسایل نفتی.

سرگرمی ، مثل تلویزیون ، اینترنت و موبایل ، خوب سوال من این هست که سرگرمی به چه قیمت ، گرچه ادعا دارم ، میزان رضایت از زندگی و میزان سرگرمی و شادی در عصر ماقبل برق بسیار بیشتر و آسان تر و در دسترس تر بود.

پیشرفت های پزشکی ، خوب اگه مطلب طب سنتی و طب مدرن منو بخونید متوجه میشید که طب مدرن که بیشترش با استفاده از برق هست چه میزان ناکارآمد و سست هست.

برای حمل و نقل ، سوال برای حمل و نقل سریعتر و راحت تر ، چه مقدار باید کشته و زخمی بدیم ، چه میزان باید هزینه پرداخت کنیم. تو وقتی سوار ماشین می شوی خطر مرگ برای تو به شدت بالا می رود.

در کدام زمینه هست که برق نکات مثبتش بیشتر از نکات منفیش باشد ، در تمام زمینه ها کج کارکردی برق بیشتر از نکات مثبتش هست.

در دوران برق ، تجمل گرایی و سرمایه داری بسیار رونق گرفت ، اخلاق اجتماعی به شدت زیر سوال رفت ، انسان ها تلاشهای خود را معطوف به این کردند که چگونه بیشتر سرگرم شوند و لذت ببرند.اساسا عصر برق انسان را به سمت و سوی بی اخلاقی سوق داد.

عصر برق ، عصری هست که ملاک های ارزش و الگوهای هنجاری به شدت سطحی و مبتذل شد.

انسان ها در عصر برق سمت و سوی سوادی کشیده می شدند که آن سواد در اصل به صورت یک مانع برای تفکر آزاد آنها تلقی می شد ، کالاهای برقی که اصلی ترین آن رسانه‌های ارتباط جمعی بود بستری را فراهم کرد تا اینکه صاحبان قدرت بتوانند راحت تر و آسان تر اهداف خود را پیش ببرند.

تمدن نوین که بر پایه برق شکل گرفته شده است، هر روز فرامین اخلاقی و ارزشیش تعقیر می کند، امروز همجنسبازی خوب و فردا بد ، امروز جمع گرایی خوب و فردا بد.

یعنی با یک حساب سر انگشتی می توان حساب کرد که عصر برق عصر زوال اخلاق هست.

در چارچوب عصر برق ، ما باید یا بی اخلاق باشیم تا پیشرفت کنیم یا اخلاق مدار باشیم و در محدودیت قرار بگیریم.

برق یک محتواست ، یک چارچوب هست ، یک ایدئولوژی هست که در ذات خود پیام و محتوا دارد.

برق بی طرف و خنثی نیست ، در ذات برق سرعت و شتاب وجود دارد ، شتابی که شتاب زدگی را به ارمغان دارد.، نوری که تجمل و زینت را نوید می دهد، قدرتی که بمب را به همراه می آورد.

برق خشن و غیر قابل کنترل و پیش بینی هست ، و این موجود هرگز نمی تواند در زمین باشد و فساد به بار نیاورد.

برق انرژی بسیار طلب می کند برای بودن پس انرژی خار هست.

برق آهن می خواهد برای بودن ، پس ضد خاک و زمین هست.

برق...

بمب های اتم و سلاح های کشتار جمعی را چگونه می توان توجیح کرد.

محیط زیست را چه طور ، یعنی واقعا برق همه جوره متهم هست.

کالاهای برقی ، شاید جذاب و سرگرم کننده باشد ، اما به شدت خطرناک، فانتزی و مولد اصلی جنگ های قدرت و لمپنیسم هست.

لمپنیسم ، دنیا گرایی، سطحی گرایی، رفاه طلبی و... از هدیه های برق هستن.

اساس برق محصول تفکری هست که  بر پایه رفاه طلبی و بی توجه به پیامدها و اقتضاعات آن هست.

برق در هیچ کدام از زمینه ها حرفی برای گفتن ندارد.

اصلی ترین سرمایه انسان که حیات او هست همواره در معرض خطر برق و کالاهی برقی هست.وچه عجیب آنکه خطرناکترین محصول انسان یعنی برق ، این چنین تقدیس می شود.

سلامت انسان امروز با برق و کالا های برقی به شدت در خطر هست.

نکته آخر، اگه این مطلب رو زود قضاوت کردی و حکم صادر کردی ، معلوم میشه که شما بویی از تفکر نبردی.

نقدی داری بیان کن .

ممنون

موافقین ۰ مخالفین ۰

صیغه

بسم الله الرحمن الرحیم.

در این مطلب می پردازم به موضوع به شدت پر بحث ازدواج موقت «صیغه».

در حول و حوش صیغه بحث های بسیار گسترده ای انجام شده ، مخالفت های بسیار زیاد که حتی خود مذهبی ها و حتی خود اهل شیعه نسبت به صیغه داشتن خیلی پر دامنست.

صیغه به دلایل پتانسیل زیادی که در کج کار کردی داره خیلی مورد حمله قرار گرفته و اغلب حملات هم به خود صیغه نیست و به همین کج کار کردی هاست.

دفاع های بد هم باعث شده که صیغه روز به روز منفی تر دیده بشه.من قصد دارم یک نگاه کلی به این ماجرا داشته باشم و یک دفاع بی طرفانه از صیغه انجام بدم.

اول باید بیان کرد فرق صیغه با ازدواج سفید کاملا مشخصه. در ازدواج سفید هیچ قرار دادی بین دوطرف وجود نداره، مسئولیت وجود نداره ، اما در صیغه قرار داد وجود داره و مسئولیت. مرد باید مهر برای زن مشخص کنه ، مدت مشخص کنه و زن وظیفه داره تمکین کنه و اطاعت شوهر کنه.

بچه ای که به دنیا می یاد کاملا حق و حقوقش مانند سایر بچه های دیگه هست و با ازدواج دائم هیچ تفاوتی نمی کنه.

زن باید بعد از رابطه با مرد حتما عده نگه داره « مگه اینکه یائسه باشه» که مدت 45 روز هست ، پس این حرف که صیغه با فحشا هیچ فرقی نداره از اساس اشتباهه.

اما اینکه میگن خیلی ها عده نگه نمی دارن ، خیلی ها بچه رو قبول نمی کنن ، خیلی ها ...  باید بگم حرف ما بر اساس اون چیزیه که اصل صیغه هست می چرخه ، دیگه این حرف بی معناست که استفاده نادرست از صیغه و دور زدنه صیغه رو به پای صیغه بزاریم.چرا که دور زدنه یک اصل ربطی به خود اصل نداره.

صیغه چارچوب رو مشخص کرده ، بنابراین سو استفاده ها رو پای صیغه نزارید.

از طرفی دیگه این حرف به شدت سطحی و مبتذل بیان میشه که تو صیغه زن مثل دستگاست و مرد استفادشو می کنه و میره.

اولا این حرف ، حرفی اشتباه و نارواست، کی گفته زن نیاز جنسی نداره، کی گفته زن نیاز مالی نداره ، کی گفته زن نیاز به محبت نداره.

می خام بگم تو این رابطه زن اصلا بهرمند نمیشه از مسائل بالا، یعنی زن کاملا متضرر میشه ، قطعا نه .

همونطور که مرد استفاده می کنه ، زن هم استفاده می کنه.این مطلب کاملا مشخصه.

بعد میگن ازدواج موقت یک ساعته که زن توش ضرر می کنه و آسیب می بینه و ... اول اینکه خیر چرا زن باید ضرر کنه یا آسیب ببینه و دوم اینکه مگه زن مجبوره یا اجباری روش بوده که صیغه ای بشه که توش ضرر کنه ، زن می تونه با عقلش موقعیت های مناسب رو تشخیص بده و بهترین انتخاب رو داشته باشه.

نکته بعد اینکه زنان بسیاری هستن که کسی به دلایلی حاصر نیست ازدواج دائم داشته باشن، آیا صیغه مناسب ترین گزینه نیست.

اصلا خود اون زنان بسیار به صیغه تمایل دارن ، حالا کاسه داغ تر از آش شدن بعضی ها رو نمی فهمم.

صیغه یک راه حل مناسب برای خیلی هایی هست که توانایی ازدواج دائم رو ندارن.

لطفا سو استفاده ها از صیغه رو پای خود صیغه نزارید.

در آخر هم اصافه می کنم که صیغه هیچ موقع گزینه روی میز و اول برای ازدواج نبوده و نیست ، اما گاهی شرایط اقتضا می کنه که صیغه رو به عنوان یک مشکل گشا نگاه کنیم.


موافقین ۰ مخالفین ۰

دیه زن نصف مرد


بسم الله الرحمن الرحیم.

این مطلب من به علت نصف بودن دیه زن می پردازه و نگاهم کاملا و کاملا منصفانست.

اسلام دین برابری نیست ، اسلام دین عدالت هست.اینو یادتون باشه.

خوب اما چرا باید دیه زن نصف دیه مرد باشه.به این دلایل.

اول اینکه در اسلام ارزش هر کس به تقوای اونه.یعنی مرد یا زن بودن هیچ گونه مزیتی نیست. یعنی زن بودن با مرد بودن برای ارزش داشتن اصلا مهم نیست.

اما یک نکته، به نظر من حقیر میزان فهم و شعور و عقل در مرد و زن برابر و مساوی هست ، مرد از زن یا برعکس زن از مرد در عقل هیچ برتری و مزیتی نداره.اما یادآور میشم که احساسات قوی زنها روی عقلانیت اونا تاثیر می زاره. یعنی وجود احساسات شدید در زنان یک مانع مهم برای عقلانیت اونا محسوب میشه که همین امر باعث سست شدن نظر زنها میشه.

خوب بعد این توضیحات میرم سراغ اصل مطلب.

بر اساس یک مطلب علمی یک مرد از نود و نه درصد زنها قوی تر هست. یعنی اینکه در حالت برابر یک مرد کاراییش از نود نه درصد زنها بیشتره.

توانایی بدنی مرد از یک زن حدود دوبرابر بیشتر هست ، پس این اولین ویژگی.

در جنگ و امور نظامی هم که کاملا داستان بالا که توضیح دادم دوباره صدق می کنه.

در مشاغل سنگین و سخت ، خوب حرفی نمی مونه.

اما یه نکته بسیار بسیار مهم.در چارچوب اسلام ، وظیفه مرد هست که کار کنه ، جنگ بره ، محافظت از خانواده کنه ، بنابراین این زحمت های اون با بالا بردن دیه اش جبران میشه.نگید الان زنام سرکار میرن یا وظیفه یک مرد رو انجام میدن.چن من گفتم در چارچوب اسلام تمام این وظایف به گردن مرد هست، حالا اینکه زن میاد و این وظیفه رو به عهده میگیره و اونم ناقص انجام میده ، دیگه از چارچوپ اسلام خارج شده و اینا هیچ کدوم مجوزی برای بالا رفتنه دیش نمیشه.

مرد کارهای سخت و مشقت بار رو انجام میده، البته زنا هم کارهای سخت و دشوار هم انجام میدن ، ولی نسبت به مرد قطعا کمتره. مرد از بچگی تا دم مردن باید همیشه در حال دویدن باشه، حالا انصاف نیست دیه جسمش از دیه جسم زن بیشتر باشه.

بازم من تکرار می کنم دیه جسم نه دیه وجود.

چن اساسا زن ها وجودشون معمولا از وجود مردا بیشتر می ارزه و این رو جنگ های بیشماری که مردان برای به دست آوردن دل یک زن انجام دادن مشخص می کنه.

من تکرار می کنم، ارزش زن و مرد به تقوای اوناست ، اما ارزش جسم مرد از زن بیشتره.

به نظر من اگه بیشتر نباشه ظلم به حق مرده.

زن زیر باد کولر ، دختر مشغول عروسک بازی ، اونوقت پدر سر کار ، و پسر خونه تو صف سنگک.

اینا کم دلایلی نیست.

نکته مهم دیگه اینکه استثنا ، کل رو زیر سوال نمی بره.

حرف آخر، زن کم ارزش تر از مرد نیست ، نبوده  و نخواهد بود اما به دلیل فشارهای فراوانی که جسم مرد متحمل میشه ، اسلام اومده قدردانی کرده و بعد از دادنه لوح افتخار ، جایزشو بالا بردن دیه قرار داده.


موافقین ۰ مخالفین ۰

جبر مدرنیته

ما در چنگ مدرنیته گرفتار شده ایم و گویا هر چه که بیشتر پیش می رویم دایره مدرنیته بر ما تنگ تر می شود و نفوذش را بر ابعاد مختلف زندگی ما چه فردی و چه اجتماعی بیشتر می کند.

امروز مدرنیته تبدیل به دو شکل شده است ، شکل اول که فرمی بسیار پیچیده، ناشناخته و خشن و شکل دوم محتوا، محتوایی که اساسا تمام محتوا ها و مفهوم های اساسی ما را از بین برده و خود را جایگزین آنها کرده است.

مدرنیته ابتدا مانند حیوانی کوچک و دست آموز بود که رفته رفته ، بزرگ و بزرگ تر شد و کار را به جایی رساند که از دست آموز بودن به رتبه اموزگار شدن ترفیع درجه پیدا کرد ، یعنی انسان شد دست آموز مدرنیته.

اینکه معنا و مفهوم حرف من به طور واضح و صریح چیست ، نباید فهمش خیلی سخت باشد، معنای حرف من یعنی این است که انسان کنترل شده و در حصار مدرنیته زیست و ادامه حیات می دهد.این حرف بدان معناست که تراز و الگوی سبک زندگی برای انسان آزاد و آزاد اندیش به گونه ای تنظیم شده است که مدرنیته آن را ترسیم خواهد کرد.

انسان باید مطیع باشد، باید محدود باشد ، باید چارچوب پذیر شود. لذت ها برایش تعریف شده است ، ذلت ها هم برایش تعریف شده است.اینکه درست و غلط چیست را اخلاق و دین دیگر تعیین نمی کند ، بلکه این نظام نوین جهانی است که همه چیز را تعیین می کند.

انسان باید هر روز برای امرار معاش در یک جای معین با فعالیت معین و حقوق معین کار کند.یعنی هشت صبح تا پنچ غروب را باید پشت یک میز در یک محیط همیشگی با فعالیت همیشگی انجام دهد، و این یعنی خط کشی مدرن.

این که تو باید چه بپوشی ، چه بخوری ، چه بگویی، چه بدانی، چه ندانی و... را باید تنظیم کنی با کارفرمای جدید که نه سرپرست جدیدت یعنی مدرنیته.

زمانی مدرنیته تنها یک فرم بود ، البته به ظن کوتاه فکران و بی خردان ، چرا که مدرنیته علاوه بر فرم بودن ، خود محتوا هم بود.

نه اینکه حرف مک لوهان را بزنم که گفت رسانه پیام است ، ولی خوب کم بیراه هم نگفته است.

تو باید جواب پس بدهی برای اینکه چرا بچه سه عدد می خواهی ، چرا کارت ملی ات را هوشمند نکرده ای ، چرا فلان موضوع را ثبت نام اینترنتی نکرده ای و تو همیشه باید محکوم باشی.

در عصر مدرن که سرعت تحولات مانند حرکت نور سریع و برق آساست باید خود را هر روز سریع تر کنی و اگر جا ماندی دیگر نمی توانی برسی و محکوم به حذف شدن خواهی بود.

پیرمردها و پیرزنان ، بی سواد ها و کم سوادان در این عصر یک شکسته خورده و یک موجود اضافه به حساب می آیند.

دنیای خشن ، بی رحم و پیچیده مدرن به تطور خود ادامه می دهد ، حکومت خود را گسترده تر می کند و افسارش را سعی دارد تماما از دست انسان به در آرد.

کنترا کردن مدرنیته و یا مهار کردنش دیگر امکان پذیر نیست، یعنی جبر مدرنیته حکمش را می راند و ما تسلیم بی چون و چرای آن هستیم.

آیا می توان امید بر آن داشت که روزی قطار ترمز بریده مدرنیته توقف کند .من که بعید می دانم.


موافقین ۰ مخالفین ۰

زمین در حال انقراض

استیفن هاوکینز.فرمود

بشر باید در صد سال آینده زمین را به دلیل ، بیماری های واگیر دار ، ازدیاد جمعیت، تعقیر آب و هوا، برخورد سیارک ها و ... ترک کند.

آقا واقعا دیگه باید به چه زبونی گفت که زمین داره نابود می شه.

مدرنیته هم علت العلل این ماجراست.

پس کی قراره کاری انجام بشه.

همینطوری دست رو دست بزاریم تا منقرض شیم.

چرا مدافعان مدرنیته پاسخگو نیستن.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

طب مدرن یا طب سنتی

کاش می شد یه آمار درست و بی حاشیه می گرفت از میزان رضایت از طب سنتی و طب مدرن.یعنی قطعا و یقینن میزان رضایت از طب سنتی خیلی بالاتر از طب مدرن و طب به اصطلاح پیشرفته هست.

اگه خوب با اونایی که به طب مدرن مراجعه کردن گفت و گو کنید متوجه می شید اکثرا یا ناراضین یا میزان رضایت خیلی پایین هس.در مواردی محدود هم شاید رضایت باشه.

می خام به شما بگم که در طب مدرن شما بیمار هستید مگه اینکه خلافش ثابت بشه.

یعنی نگاه طب مدرن یک نگاه کاملا بدبینانه و یاس آلود هس.

خدا نکنه شما مشکلی برات پیش بیاد که گذرت به طب مدرن بیفته ، علاوه بر گذاشتن صد تا عیب رو شما ، شما رو از ادامه حیات ناامید می کنن.

یعنی فشار روحی و استرسی که مهلک ترین بیماری برا آدمه رو تو پزشکی مدرن بهت میدن ، استرسی که پیل تنان رو از پا در می یاره.

اصلا شما بیمارستان بری که فاتحت خوندس ، خود شوک و استرس و انرژی منفی محیط تو رو از پا در می یاره.طب مدرن بیماری زا و بیماری درست کن هس.

اصلا همین استرس و فشار روحی تو طب مدرن برای زیر سوال بردنش کافیه.

حالا بگذریم از این که طب مدرن خود یک خیلی از بیماری ها رو مقاوم کرده و دو خود سازنده خطرناک ترین و کشنده ترین بیماری هاست.

مواد شیمیایی که به عنوان دارو به ما می دن روش نوشته اگر سردرد ، تشنج ، فلج، اسهال و ...بهتون دست داد دوباره به ما مراجعه کنید.

عفونت بیمارستانی که بیست تا سی در صد بیمارارو دامن میگیره و نفله می کنه.

اصلا یه چیز فاجعه تر اینکه تا تقی به توقی میخوره میگن ، باید بریم برا عمل.یعنی تو رو به راحتی زیر سلاخی می برن و چه عوارض وحشتناکی داره جراحی و عواقب ناشی از اون.

در طب سنتی اصل بر سلامت ماست مگر خلافش ثابت بشه.

طب سنتی میگه خودت رو با دوا و دکتر سرگردون نکن، تا می تونی از دوا و مراجعه به طبیب دور نگه دار.

اصلا اساس طب سنتی روح و روانه .

آمار رضایت از دو طب مدرن و سنتی کاش بود تا متوجه می شدید که طب سنتی یعنی چی.بی دلیل نیست روز به روز داره به هوادارای طب سنتی اضافه میشه.

تو آشنا های خودم اینقد مثال دارم که به راحتی زیرآب طب مدرن رو بزنم.

طب مدرن ناتوان و بر اساس تجربه کوتاه مدتی هس اما طب سنتی قدمتش به تاریخ انسان هاس.

البته تاکید دارم طب مدرن خوب نیست ، طب سنتی خوبه ، وطب اسلامی فوق العاده خوبه.

امتحان کنید.

البته فراموش نکنید دوا و شفا از خداوند هس.با این تفکر باید رفت جلو.

امام صادق میگه خودتو با دکتر و دارو به دردسر ننداز.یعنی تا یه چیت شد نپر سری دکتر، چرا که دکتر ، دکتر میاره.

نکته آخر من در دو تا عرصه قلم می زنم مدرنیته و سنت و عرصه دوم زنان.

بنابراین از من بیشتر مطلب حول و حوش این دو مضمون مطلب می بینید.

البته حرفای دینی هم برا گفتن دارم که انشاءالله خواهم گفت.

راستی مطالب منو چطور ارزیابی میکنید.

خدا رو شکر چند تا مطلبم رو  کپی بدون اجازه کردن که این یعنی قابل استفاده هس مطالبم.

اجازه هم نمی خاد، کپی آزاده.

مطلب زن و مدرنیته و جلسه هشتم رو کپی کردن.

لطفا نظر بدید تا منم یاد بگیرم.

نظرات پشتوانه اصلی پیشرفت مطالب من هس.

راستی طب سنتی یادتون نره.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

عشق در اسلام

یکی از مهم ترین محصولات مدرنیته رو باید عشق نام برد.

بله عشق ، عشق قلیان احساسات سطحی و چه بسا هورمونی که بسیار تقدیس میشه.

عشقی که محصول تمدنه اومانیستی غرب هست.

ساخته و پرداخته کردنه یک مفهوم بسیار خطرناک در بسته بندی خیلی شیک و قشنگ.

هنوز که هنوزمه اصلا متوجه نشدم چه چیزی از این مفهوم به شدت سطحی و هورمونی جای تقدیس داره، جای ستایش داره.

چیزی به نام عشق برای من اصلا قابله درک نیست.چرا نیست به این دلیل که وقتی دو تا عاشق کشته مرده رو که بهم رسیدن رو می بینم ، متوجه میشم عشق همچینم مقدس و خانه آباد کن نیست.

تمایلات و کششهای ناگهانی که بین دو نفر پدید می آید به دلیل وجود احساسات و احساس نیازهای اغلب جنسی که متاسفانه دیده نمی شود و تا حدی پنهان هست رو عشق می نامند.

دوست داشتن و حب برای من مطرح است ، حبی که با عقل ناشی می شود و هرچه عقل در آن پیش می رود ریشه علاقه بیشتر می شود ، بر عکس عشق که از احساسات هورمونی ناشی می شود و هرچه قدر فاصله کمتر می شود علاقه هم کمتر می شود.

متاسفانه در سریال های مبتذل ، مبتذل ، مبتذل ایرانی به اسم عشق مقدس به خورد ما محتوای چرت و پرت تحویل می دهند.

نمونه وحشتناکش یوسف پیامبر« پارگراف آخر برگرفته از مهدی نصیری هست»

در اندیشه های اسلامی تاکید می کنم اسلامی مفهوم عشق هیچ جایگاهی ندارد.و نخواهد داشت.

علاقه بر محور عقلانیت حاصل میشود که آنهم تدریجی هست نه یک دفعه ای.

این حافظ شیرازی دلی پرخون ازش دارم.

در دوست داشتن مقدس بر اساس ویژگی‌های اخلاقی و حالا ظاهری تمایل به وجود می آید.

فاز عشق با یک نگاه از کجا اومده رو نفهمیدم.

عشق محصول مدرنیته منزجر کننده هست.

نه که در سنت نبوده، چرا بوده ، اما به این شکل نبوده.

دوست داشتنه مقدس اوج است ، لذت است ، صفا است و گرما است، 

اما عشق درد ، ذلت ، داغی و سوزش است.

خب اینم مطلبی برای شروع مجدد ما.

اقا ، خانم حق الناسه که مطلب و بخونی بعد نظرتو نمیگی.

به زحمت ما یه نگاهی هم کن.

ما به فوشم راضیم.

البته شوخی بودا...درج مطلب و نظر کاملا اختیاری هست.

راستی عشق برتر است یا دوست داشتن «حب»

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰