یاد باد آن روزگاران

خواهم طرحی نو دراندازم از طرح قدیم

یاد باد آن روزگاران

خواهم طرحی نو دراندازم از طرح قدیم

من تو دهن این مدرنیته می زنم

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

نویسندگان

۲ مطلب در مهر ۱۳۹۶ ثبت شده است

شما علمی صحبت نمی کنید، علم نظره دیگری دارد، علم این حرف شما را تأیید نمی کند، علم... یکی نیست که بیاید به این حقیر بگوید این علم علم که آنقدر از آن سخن می گوییم و پایش را به میان می کشیم آخر چیست. شهید آوینی تعبیری دارد به نام «جاهلیت مدرن» اگر بخواهم برداشت خود حقیرم را بگویم، می گویم نسخه پیچیه یک سری از افرادی که به اهل علم شناخته می شوند و در واقع نتنها هیچ اهل علم نیستند، بلکه ضد علم هم هستند. امروز تا می خواهی کمی صحبت از اتفاق ها و پدیدههای روزمره کنی، باید حواست باشد که حتما اهل علم باشی، اهل علمی که تعریفش هم مشخص است، داشتن مدرک دانشگاهی معتبر از دانشگاه معتبر. اینکه من بیایم بگویم علم اینست و آن نیست، قطعا دردی را دوا نمی کند، چرا که جامعه ای که دچار جاهلیت مدرن شده است، هیچگاه به متر و مقیاس یک مخالف گفتمان رایج پیش نخواهد رفت. کاش کسی پیدا شود و به من بگوید این علم واقعا چیست. بحث را عینی می کنم، می گوییم ما مذهبی ها ما مسلمانان که سقط جنین نباید انجام شود، می گویند ای بابا این چه حرفی است آخر علم امروز که با دستورات اخلاقی شما پیش نمی رود که، می گوییم چطور، می گویند، فلان نظریه پرداز اجتماعی از پاردایم فلان در یک کار علمی اثبات کرده که سقط جنین حتما کارکرد مثبت دارد برای فرد و اجتماع که مردم و جامعه به سراغش رفته اند«این مطلب واقعیست» بنابراین علم می گوید سقط جنین خوب هم هست، می گوییم اگر ما از پاسخ خودمان بگذریم و بخواهیم پاسخ شما را از طریق روش خودتان بدهیم،جواب می شود که فلان نظریه پرداز و فلان پارادایم اتفاقا سقط جنین را ناشی از سقوط یک جامعه می بینند، همچنین از نظر تولید مثل و پیشبرد چرخه جامعه جمعیت را و همچنین فقر را الزامی می بینند، می گویند به هر حال علم آنها این چنین است و علم ما اینچنین، می گوییم مگر علم بخش بخش و مخالف هم می شود، می گویند خیر، بخشی آنها درست می گویند و بخشیش را هم ما، در بسترش باید دید در کانتکسش، می گوییم در بستر یکی و کانتکس مشابه چطور، می گویند به هر حال این یک امر پیچیده است. ملاحظه می فرمایید که ما در یک موضوع می توانیم دها علم داشته باشیم،دست آخر هم به نسبیت خواهیم رسید. بسیار دشوار است برای من مشاهده کردنه این قضیه که می بینم ما مذهبی ها ما مسلمانان زیر بار این گفتمان می رویم و از اصول خود عقب نشینی می کنیم.گویا برای ما وحی منزل نه قرآن بلکه حرف جناب داروین است که کتاب می نویسیم داروین در قرآن. علم کم کم دارد یک ایدئولوژی می شود، البته علم ما نوکر آن هم هستیم، علمی که ما را به واقعیت و یقین می رساند، مانند قانون دو به علاوه دو که می شود چهار.منظور از این علم گفتمان رایجی است که از آن به عنوان نظریه یاد می شود از آن به عنوان فلان آیت الله العظمی پروفسور... این مد نظر من هست.به یاد کلام امیر المومنین حضرت علی علیه السلام می افتم که فرمود بر این امت از هر چیز بیشتری از شخصیت زدگی می هراسم. در عصر مدرنیته ما شاهد آن هستیم که نظریه ها و فرضیه ها و صاحبان کرسی دانشگاهی تبدیل به ایدئولوژی شده اند و عدم پذیرش آنان یعنی مخالفت با عقل سلیم.به هر حال مدرنیته و عصر پیش رو جولانگاه توهماتی شده است که به آن علم می گویند. نکته اول.من نوکر علم هستم، علمی که حرفش یکیست نه دهتا. نکته دوم.مدرنیته یا جاهلیت مدرن الهام بخش من بود. نکته آخر.علم چیست؟
وحید عبدی پور
۲۹ مهر ۹۶ ، ۱۶:۴۹ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳ نظر
آنچه که من دیده ام، شنیده ام و مطالعه کرده ام، به این نکته رسیدم که اصلی ترین و جدی ترین مدافعان مدرنیته را زنان شامل می شوند. اگر به صورت تاریخی نگاهی به روند پیش روی مدرنیته و مدرنیزاسیون داشته باشیم متوجه می شویم که دایره نفوذ مدرنیته در آنجا هایی که زنان بوده اند گسترده تر و سریع تر بوده است. در طول تاریخ هم ما نمی توانیم زنانی را نام ببریم که منتقد به نام مدرنیته بوده باشند. در جامعه ای که زنان در آن قدرت و نفوذ بیش از انداره ای گرفته اند آنهم به خاطر همین مدرنیته، خوب طبیعی است که نباید مخالفت زنان را با مدرنیته به صورت گسترده و جدی شاهد باشیم. من این ادعا را به طور جدی مطرح می کنم که زنان و مدرنیته تبادل فرم و محتوای در هم تنیده ای دارند که هر کدام را مکمل هم می کنند. یعنی به سختی می توان جستجو کرد و زنی را پیدا کرد که از مخالفان یا منتقدان مدرنیته باشد و یا بسیار کم نظیر هست زنانی پیدا شوند که مدرنیته را به صورت عمیق و در لایه های عمیق نقد کنند و یا طرد کنند. اما اینکه چرا مواجهه زنان با مدرنیته بدین نحو است را باید با دیدی ذات گرایانه بررسی کرد. اصولا زنها به صورتی ذاتی توجه چندانی به عمق ندارند و در سطح باقی می مانند و این هم بر می گردد به ذات آنان، ذاتی که اینگونه بوده است و اینگونه شکل نگرفته است.یعنی زنان را محیط به این شکل در نیاورده است، بلکه ذات خود آنان تمایل به این شکل بودن دارند. زنها در مواجه با مدرنیته بسیار ضعیف و نازل برخورد می کنند، یعنی آنها اکثرا توانایی این را ندارند که بتوانند در محور عقلانیت و دست بالا با مدرنیته روبرو بشوند، این همان چیزی است که سبب آن را فراهم می کند که مدرنیته با قدرت بیشتر و تخریب اثر گذارتری پیش برود. مشکل اساسی زن ها،« دقت داشته باشید کلیت را می گویم، نه همه آنها را » این است که نمی خواهند که به عمق خیلی ورود پیدا کنند، نه اینکه نتوانند ، نه ، بلکه نمی خواهند. بنابراین می توان این ادعا را داشت که زنان در مواجه با مدرنیته در جایگاه ضعف قرار دارند.این ضعف هم سبب آن می شود که همان نگاه نصف و نیمه انتقادی به مدرنیته نتواند در جامعه به طور موثر واقع شود، چرا که جامعه امروز و قدرت اجتماعی امروز تا حد بسیار زیادی متاثر از زنان است، زنانی که مدرنیته را نمی شناسند و یا کم می شناسند. بنابراین به اعتقاد این حقیر باید تمام توجه را بر تاکید کردن بر اینکه زن و مدرنیته شناسی در جامعه عقیم هست را معطوف کرد، و با گوشزد کردن این نکته بر زنان فرهیخته و صاحب کرسی ، آنها را تا حدی با پدیده مدرنیته آشنا کرد. نکته اول.زنان به معنای کلیت مد نظرم هست نه همه زنان نکته آخر.مدرنیته نفوذش در جامعه از طریق زنان بسیار آسان تر است.
وحید عبدی پور
۱۳ مهر ۹۶ ، ۱۲:۵۹ موافقین ۰ مخالفین ۲ ۰ نظر